سینمای ایران و نحوه بازنمایی مسائل اجتماعی/ نگاه درخشنده به مسائل اجتماعی در "زیر سقف دودی"

[ad_1]

نشست تخصصی «نحوه بازنمایی آسیب‌های اجتماعی» همراه با اکران فیلم «زیر سقف دودی» به همت مرکز تحقیقات زن و خانواده و با حضور دکتر محمد تقی کرمی، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی؛ دکتر سهیلا صادقی‌فسایی، جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران؛ دکتر ابوتراب طالبی، جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی؛ دکتر عبدالکریم خیامی، پژوهشگر حوزه ارتباطات و مدرس دانشگاه و پوران درخشنده، کارگردان عصر روز گذشته در ایوان شمس برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهرخانه، در ابتدای این نشست تخصصی کرمی با بیان این‌که یکی از موضوعات سال‌های اخیر که دغدغه بعضی از کارگردان‌ها و عمدتاً زنان کارگردان بوده، آسیب‌های اجتماعی است، افزود: طلاق، آسیب‌های جنسی، آسیب جنسی کودکان، خیانت و… بحث مشترک دانشگاه و سینماست. اما ممکن است در نحوه انعکاس آسیب‌های اجتماعی در دانشگاه و سینما تفاوت‌هایی وجود داشته باشد که به ذات این دو برمی‌گردد. این جلسه به چگونگی تعامل سینما و دانشگاه در بحث آسیب‌ها معطوف است.

زنان به چند صورت می‌توانند به سینما مرتبط شوند
در ادامه صادقی‌فسایی با تأکید بر این‌که وقتی به زن و سینما نگاه می‌کنیم، زنان به چند صورت می‌توانند به سینما مرتبط شوند، گفت: زنان در اشکال مختلف مثل موضوع فیلم، کارگردان و بازیگر می‌توانند به سینما مرتبط شوند. به نظر می‌آید درخشنده در دو وجه اول حضور پررنگی در جامعه دارد. در حوزه کارگردانی شاید کمتر از 3 درصد کارگردان‌ها زن هستند و حتی این رقم در برخی کشورها کمتر است. اما در مجموع، آمار 3 تا 5 درصدی، آماری جهانی است. به عبارتی تعداد زنان فیلم‌ساز در دنیا کم است. حضور موفق درخشنده در سینما جزو امتیازات جامعه اسلامی است.

چرایی حضور کمتر زنان در مقام کارگردان
او درباره چرایی حضور کمتر زنان در مقام کارگردان تصریح کرد: این موضوع دلایل مختلف دارد. در درجه اول زنان جاه‌طلبی لازم را برای این عرصه ندارند. همچنین تجربه کافی فیلم‌سازی را ندارند؛ زیرا برای درگیر شدن در فیلم، باید خود را در فضای عمومی قرار دهند. در کنار این بحث، عدم تعهد زنان مطرح می‌شود که چه بسا در میانه راه کار را رها کنند. البته این موضوع گاهی تحت‌تأثیر فشارهای بیرونی است. از طرفی ممکن است مورد حسادت همکاران مرد قرار بگیرد یا فیلم فروش نرود. اما به نظر می‌رسد در کنار این موارد، آن‌چه این امکان را محدود می‌کند، یکی فقدان فرصت است. همچنین غلبه مذکرها در عرصه سینما و کارگردانی از عوامل محدودکننده است. پس اگر کارگردانی از این عرصه جان سالم به در ببرد، معلوم است که از موقعیت خوبی برخوردار است. از همه مهم‌تر همان سقف‌ها نامریی است که دائماً فعالیت‌های زنان را در عرصه‌های مختلف به‌طور عام و در این عرصه به‌طور خاص محدود می‌کند.

این جامعه‌شناس با اشاره به فیلم زیر سقف دودی گفت: این فیلم هم یک بحث آسیب‌شناسی را به اجرا گذاشته و هم مفاهیم متعددی را در یک فیلم می‌بینید که من به‌عنوان یک جامعه‌شناس می‌توانم تفسیر جامعه‌شناسانه خود را داشته باشم. در مورد فیلم مروری بر نقدها کردم. در موضعی نیستم که فیلم را به لحاظ اشکالات تکنیکی و هنری تحلیل کنم. در این نقدها فیلم را بسیار کلیشه‌ای و سطحی دیده‌اند. حتی عده‌ای گفته‌اند فیلم‌نامه، بسیار غلبه دارد. یکی از نقدهای جدی این بود که فیلم فاقد فوکال‌پوینت(نقطه کانونی) است که من ثابت می‌کنم اتفاقاً فیلم فوکال‌پوینت دارد و به مسائلی اشاره کرده که معضل جامعه ماست.

درخشنده سنت و آیین دارد/ خانواده‌محور بودن آثار درخشنده
صادقی‌فسایی با تأکید بر این‌که از نظر منِ جامعه‌شناس، درخشنده در بین کارگردان‌ها ویژگی‌های متمایزی دارد، افزود: او سنت و آیین دارد. این‌که فیلمساز بعد از کارهایی، حوزه علاقه‌مندی و به مرور زمان بستر خود را پیدا می‌کند، در بسیاری از کارگردان‌ها وجود ندارد. او در فیلم‌هایش بزرگ‌نمایی یا کوچک‌نمایی ندارد. زمانی فیلم «قصه‌ها» را دیدم که به آسیب‌های اجتماعی مختلفی پرداخته بود. آن فیلم خیلی حال من را بد کرد زیرا کارگردان به شدت سیاه‌نمایی کرده؛ تمام قصه‌ها در این فیلم وجوه پاتولوژیکال(آسیب شناسانه) دارند و تمام این وجوه را کارگردان سرهم زده است؛ گویا شما فقط در این فضا زندگی می‌کنید. ولی واقعیت اجتماعی ما این نیست. بعد از دیدن این فیلم پیش خودم فکر کردم که یک کارگردان چطور می‌تواند آن‌قدر از واقعیت اجتماعی بی‌خبر باشد. در فیلم درخشنده نگاهی معتدل به مسائل وجود دارد. درخشنده به شدت به نهاد خانواده بها می‌دهد و برخلاف بسیاری که خانواده را از بیرون می‌بینند، ایشان به داخل می‌روند و خانواده‌محور هستند.

درخشنده سینما را به‌عنوان سکویی می‌داند که مسایل اجتماعی را طرح و بازنمایی می‌کند
او با بیان این‌که درخشنده ادا و اطوار ندارد، ادامه داد: این موضوع را در جامعه هنری زیاد می‌بینیم. از همه مهم‌تر این‌که در فیلم‌هایش حوزه زنان و خانواده و به‌خصوص مسایل اجتماعی را پررنگ می‌کند. درخشنده سینما را به‌عنوان سکویی می‌داند که مسایل اجتماعی را طرح و بازنمایی می‌کند و این جای تقدیر دارد. از طرفی به نظر می‌آید نقشی میانجی بین عرصه جامعه و سینما دارد. مطلب مهم دیگر در کارهای درخشنده، تحقیقات پیش از ساخت فیلم است. گاهی در برخی فیلم‌ها می‌بینیم که محتوای‌شان با تحقیقات ما همبستگی دارد.

بخشی از سینمای اجتماعی جنبه آگاهی‌بخشی دارد
در ادامه طالبی با اشاره به بازنمایی آسیب‌های اجتماعی در سینما اظهار کرد: بحث بازنمایی آسیب‌های اجتماعی در سینما به‌نوعی جزو سینمای اجتماعی است. اگر اجازه داشته باشم از سینمای اجتماعی به‌عنوان یک ژانر نام ببرم، قطعاً می‌توانیم پرداختن به آسیب‌های اجتماعی را جزو آن نوع از سینما قرار دهیم. می‌خواهیم ببینیم وظیفه سینمای اجتماعی در بازنمایی آسیب‌ها و مسایل اجتماعی در سینما چیست؟ در این زمینه می‌توان بسیار صحبت کرد. فکر می‌کنم سه هدف را می‌توان در این زمینه عنوان کرد. بخشی از آن سینمای اجتماعی که به مسایل اجتماعی می‌پردازد، جنبه آگاهی‌بخشی دارد. بالاخره سینما یک رسانه است و همه چیز رسانه‌ای شده است و سینما در این زمینه نقش دارد و آگاهی‌بخش است. در نتیجه می‌توانیم انتظار داشته باشیم که فیلم خانم درخشنده هم راجع به موضوعی از موضوعات اجتماعی، به ما آگاهی دهد. اگر یک قدم جلوتر برویم، می‌توانیم راجع به سطح و عمق آگاهی هم پرسش طرح کنیم که آگاهی که این فیلم به ما می‌دهد در چه سطح و عمقی قرار دارد؟

نقش دوم سینما، فراغتی است
او ادامه داد: نقش دوم، فراغتی است. به هر حال سینما در دنیا و ایران نقش فراغتی دارد که در جامعه شهری و برای قشر خاصی پررنگ‌تر است. نقش سوم نیز نقش التیام‌بخشی و ارایه راه‌حل است. زمانی که ما طلاق عاطفی را در این فیلم دیدیم، می‌بینیم که راه‌حلی برای آن مسأله و آسیبی که طراحی کرده، ارایه می‌کند. طبیعتاً این سه وجه ابعاد مختلف سینمای اجتماعی و آسیب‌شناسی و بازنمایی آسیب‌های اجتماعی در ایران است. این یک چارچوب مفهومی است که مبانی اولیه ارزیابی خودم می‌خواهم قرار دهم.

در فیلم سویه زن‌گرایانه وجود دارد
این جامعه‌شناس با اشاره به معنای بازنمایی تصریح کرد: وقتی از مفهوم بازنمایی استفاده می‌کنیم، به‌نوعی به دخل و تصرف و خلق معانی توجه داریم. باید گفته شود که چه زمینه‌ها و بسترهایی در تصویری که از آن پدیده می‌سازد، مؤثر است. گفته می‌شود ایشان نگاه زنانه‌ای به آسیب داشته است؛ همین امر نشان می‌دهد که در معنا دخل و تصرف صورت گرفته است. در بازنمایی نمی‌توانیم ادعای بیان تمام واقعیت را داشته باشیم. اگر این را بپذیریم که نمی‌توانیم ادعای بیان واقعیت را داشته باشیم، متوجه می‌شویم این‌که آن‌جایی که خانم درخشنده گفتند من سعی کردم تمام ابعاد را در نظر بگیرم و ملاحظه کردم که به کسی برنخورد، غیرممکن است. به هر حال علی‌رغم میل ما برای ارایه چنین تصویری از واقعیت، معنایی که می‌سازیم آن نیست که ادعا می‌کنیم و این در فیلم هم وجود داشت. برداشت من این است این فیلم بیشتر از آن‌که نگاه زنانه داشته باشد -که البته حداقل من نتوانستم این نگاه را کشف کنم-، سویه زن‌گرایانه دارد. تقریباً دارندگان نقش زن فیلم، نقش مثبت داشتند و مردها مشکلات‌شان بیشتر بود.

نوع تحلیل، انسان‌گرایانه، فردگرایانه و روان‌شناسانه است/ فقدان توجه به وجوه ساختاری و راه‌حل‌های اجتماعی
طالبی درباره بحث ارایه راه‌حل در فیلم اظهار کرد: نکته این است که درست است که می‌گوییم این فیلم، فیلم آسیب اجتماعی است اما نگاه و نوع تحلیل، انسان‌گرایانه، فردگرایانه و روان‌شناسانه است. در حالی‌که اگر می‌خواهیم در بازنمایی آسیب‌های اجتماعی کار کنیم، حتماً باید وجوه ساختاری و بسترهایی که ایجادکننده آن پدیده هستند و نیز راه‌حل‌های اجتماعی و ساختاری که می‌شود برای آن آُسیب ارایه کرد، در فیلم دیده شود. اما عمده المان‌های ما در این فیلم جنبه‌های روان‌شناختی است.

وضعیت آسیب‌های اجتماعی در ایران بسیار بحرانی است
او با ارایه پرسش‌هایی گفت: آیا سینمای اجتماعی ضرورتاً انتقادی منفی است؟ این پرسشی است که علاقه‌مندم راجع به آن صحبت شود. وجه تحلیل‌گرایانه سینمای اجتماعی می‌تواند موضوع بحث باشد. نکته پایانی کلیشه‌هایی است که در فیلم و سینمای ما شکل می‌گیرد و دائماً تکرار می‌شود. در این فیلم هم می‌بینیم که مادر خانواده چای می‌ریزد، گریه می‌کند و دلش می‌سوزد. این‌ها کلیشه‌هایی است که دائماً در حال تکرار آن‌ها هستیم. پرداختن به بازنمایی آسیب‌های اجتماعی بسیار مهم است. در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که آسیب‌های اجتماعی در آن بسیار زیاد است. آخرین مطالعه علمی در مورد وضعیت آسیب‌های اجتماعی در ایران، نشان می‌دهد که وضعیت، خوب نیست.

بین سینما و شرایط اجتماعی هر جامعه، نسبت بسیار تنگاتنگی وجود دارد
به گزارش مهرخانه، در ادامه خیامی با تأکید بر این‌که بین سینما و شرایط اجتماعی هر جامعه، نسبت بسیار تنگاتنگی وجود دارد، افزود: البته این موضوع براساس نظریه بازنمایی مخالفینی نیز دارد. حتی مواقعی که سینما سکوت می‌کند، باز هم از آرایشی سیاسی و اجتماعی یاد می‌کند. آن‌جایی که جامعه‌شناسان به مقوله سینما ورود کردند یعنی در جامعه‌شناسی سینما، تعاریف زیبایی ارایه شده است؛ یکی از متأخرترین این تعاریف می‌گوید سینما ترکیبی است از موقعیت اجتماعی و موقعیت زیباشناختی یا به تعبیری دیگر سینما ترکیبی از شرایط اجتماعی و ساخت هنری هنرمندان است. اگر این تعریف را بپذیریم، مردم‌شناسان هم وقتی می‌خواهند دوره‌های مختلف یک جامعه را بررسی کنند یکی از منابع‌شان برای شناخت آن مقطع تاریخی، مطالعه سینمای آن جامعه است.

او درباره این عبارت «حتی زمان‌هایی که سینما سکوت می‌کند، باز هم از آرایشی سیاسی و اجتماعی یاد می‌کند»، تشریح کرد: در تقسیم‌بندی‌های سینمای ایران در دهه اول و دوم پهلوی دوم که برخی تاریخ‌نگاران سینما به آن دوره سکوت گفته‌اند یعنی سینما به سمتی می‌رود که نسبت کمتری با اجتماع دارد، باز هم می‌بینید که اسامی فیلم‌ها و سوگیری‌شان، شرایط سیاسی آن زمان را بیان می‌کند.

بازنمایی یعنی مؤلفین متن رسانه‌ای به اجبار در واقعیت دست برده‌اند
این پژوهشگر حوزه ارتباطات با اشاره به نظریه‌های حوزه سینما اظهار کرد: اگر اصطلاح بازنمایی را برای سینما یا هر رسانه دیگری به کار بردید، از نظریه‌های بازتابی یا ارادی فاصله گرفته‌اید. طیفی از نظریه‌ها درباره رسانه یا سینما داریم که یک سوی آن‌ها نظریه‌های بازتابی است که معتقد است رسانه‌ها به مثابه پنجره هستند؛ کافی است پنچره را باز کنید، واقعیت آن سوی پنجره را بی‌کم و کاست به شما گزارش می‌کند. در سر دیگر طیف، نظریه‌های تفسیری را داریم. این میان وقتی بازنمایی را انتخاب می‌کنید یعنی مؤلفین متن رسانه‌ای به اجبار در واقعیت دست برده‌اند.

نسبت سینما و تلویزیون
خیامی درباره نسبت سینما با تلویزیون گفت: در تحلیل این دو ابزار ارتباطی و رسانه نباید بحث را به مقایسه‌های خام تقلیل داد. به لحاظ تاریخی سینما سابقه طولانی‌تری از تلویزیون دارد اما تلویزیون رسانه عام است و انبوه مخاطبان را در برمی‌گیرد. تعداد کسانی که تلویزیون می‌بینند، بسیار بیشتر از سینماست و مؤلفه‌ها، چارچوب‌ها، شاخص‌ها و اقتضائات دیگری دارد. سینما خصوصاً در موضوع آسیب‌های اجتماعی دست بازتری دارد و بیشتر با نظریه دومرحله‌ای پیام کار می‌کند. یعنی روی قشر خاصی که به هر دلیل به سینما علاقه‌مندند یا در ارتباط‌ هستند، اثر اول را می‌گذارد و آن جمع می‌توانند سایرین را درگیر کنند.

سینمای اجتماعی تحت‌تأثیر نقد‌های سیاسی، اخلاقی و حقوقی است
او به نقدهای سینمای اجتماعی اشاره کرد و افزود: هرجا آسیب‌های اجتماعی وارد سینما می‌شود یا سینما به مقوله مسایل یا آسیب‌های اجتماعی می‌پردازد، معمولا تحت‌تأثیر چند نقد سیاسی، اخلاقی و حقوقی قرار می‌گیرد. تجربه نزدیک ما اثر «هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند» است. این اتفاق خیلی طبیعی است و این‌طور نیست که نقدها وارد نباشد، بلکه نقدها درست است ولی متولیان سینمای اجتماعی یا سینمایی که به مسایل اجتماعی می‌پردازد، باید به‌گونه‌ای با نقدها مواجه شوند که منجر به سکوت و حاشیه رفتن نباشد.

شروط اثرگذاری یک فیلم با موضوع آسیب‌های اجتماعی
این مدرس دانشگاه در مورد شروط اثرگذاری یک فیلم تصریح کرد: معمولاً چند شرط اثرگذاری برای فیلم‌هایی با موضوع آسیب‌های اجتماعی بیان کرده‌اند؛ اول، حجم و میزان نمایش اثر، دوم، پیامد آن؛ یعنی اگر درباره تبعات منفی آسیب‌های اجتماعی بیش از حد بزرگنمایی شود، مخاطب پس می‌زند و باورپذیر نیست و اگر عقوبت این آسیب‌ها خیلی کم باشد، نقش بازدارندگی و هشداردهندگی فیلم کم می‌شود. اثر زیر سقف دودی تقریباً این شرایط تأثیرگذاری را به لحاظ محتوا دارد.

اساساً سینما را بازنمایی می‌دانم/ سینمای درخشنده سینما نیست
در ادامه کرمی با بیان این‌که اساساً سینما را بازنمایی می‌دانم، افزود: همچنان‌که دانشگاه را نیز بازنمایی می‌دانم. در حال حاضر هر علم، نظریه و دیدگاهی چشم‌انداز خود را از معرفت ارایه می‌کند. بنابراین به حوزه‌هایی که کمتر ادعای واقع‌گرایی دارند مانند سینما و هنر، بیشتر برچسب بازنمایی می‌‌خورد. من این را در بحث خودم به‌عنوان پیش‌فرض قرار می‌دهم. در یکی از فیلم‌ها بازیگر می‌گوید «سینما خوبش خوب است». مسأله منتقدان زیر سقف دودی و چالش من و خانم دکتر صادقی (نه‌تنها نسبت به زیر سقف دودی بلکه نسبت به سایر کارهای خانم درخشنده)، این است که سینمای ایشان سینما نیست؛ به این معنا که سینما یعنی استفاده از قاب، نور، تصویر و صحنه‌آرایی برای بیان داستانی که در آن، شخصیت‌ها درآمده باشند.

رسالت اول سینما سرگرمی است
او با تأکید بر این‌که رسالت اول سینما سرگرمی است، افزود: سینما دانشگاه نیست و انتظار منبر و دانشگاه از آن نداریم. سینما اگر به رسالت اول خود عمل کند، پیام‌های ضمنی‌اش منتقل می‌شود اما اگر رسالت هنری و سرگرمی خود را فراموش کند و داستانی که روایت می‌کند به دل ننشیند، این اتفاق نمی‌افتد. از علایم به دل نشستن سینما این است که وقتی فیلمی را می‌بینیم و بیرون می‌آییم به چند نفر توصه کنیم که این فیلم را ببینند. اتفاقاً بعضی از کارگردان‌ها می‌گویند که سینما برای پخش نداریم. بخشی از این موضوع به فضاهای تبلیغاتی بازمی‌گردد. اساساً منطق صنعت سینما که براساس مصلحت سینماداران در کشور ما مدیریت می‌شود، این است که آیا مردم پول می‌دهند تا فیلم ببینند؟ مخاطب زمانی می‌رود فیلم ببیند که احساس کند یک داستان را در اوج هنرمندی و شخصیت‌پردازی تماشا کرده است. این‌جاست که اگر پیام اخلاقی داشته باشید، دیده می‌شود و اگر به آسیب‌های اجتماعی پرداخته باشید، پیام شما را مخاطب درک می‌کند.
 
وی ادامه داد: به نظر من که تا حدی نماینده فضای انتقادی برخی منتقدان سینمایی هستم که اساس مشکل‌شان با این نوع فیلم‌سازی این است که این سینما سینما نیست، اولین رسالت سینمای اجتماعی این است که قصه، در قاب سینما خوب تصویر شود.

کرمی افزود: مسأله دوم این است که وقتی یک سینماگر به بحث آسیب‌های اجتماعی می‌پردازد، درواقع دنبال القای چه پیامی است؟ دنبال این است که این آسیب دیده شود؟ این آسیب را در فیلم “هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند”، دیدیم که بحث آگاهی‌بخشی از جنس تنبیه در آن پررنگ بود. یا این‌که ما می‌خواهیم بگوییم که اساساً جامعه، جامعه‌ای است که نباید در آن آسیب اجتماعی وجود داشته باشد؟

وظیفه سینما فقط سرگرمی نیست
در ادامه صادقی‌فسایی درباره نسبت سینما با آسیب‌های اجتماعی گفت: سینما هم می‌تواند مسأله‌ساز باشد و هم مسأله‌پرداز. برخلاف دکتر کرمی که سرگرمی را وظیفه اصلی سینما می‌داند، من معتقدم در جامعه‌ای که ابزارهای محدودی دارد، سینما تنها وظیفه سرگرمی ندارد و این نگاه می‌تواند تقلیل‌گرایانه باشد. به عبارتی سینمایی که از دل آن تغییر و انعکاس مسایل اجتماعی نتیجه نشود، نمی‌تواند در جامعه جایگاه بالایی داشته باشد.

دست‌اندرکاران سینمای مسأله‌ساز دنیای ما را به شکلی که می‌خواهند، جعل می‌کنند
او در مورد چگونگی مواجهه سینما با مسایل اجتماعی تصریح کرد: به نظر می‌آید که در فیلم‌هایی که در چند سال اخیر دیده‌ام در بعضی جهات سینما برای ما مسأله‌ساز بوده است. اگر به انعکاس طبقه اجتماعی متوسط در فیلم‌ها نگاه کنید، متعجب می‌شوید. در طبقه اجتماعی متوسطی که در فیلم سعادت‌آباد به تصویر کشیده می‌شود، هیچ ربطی به طبقه متوسط جامعه ما ندارد. این سینما یک سینمای بسیار برساخت‌گرا و مسأله‌ساز است. یا مسایل این طبقه اجتماعی در فیلم شکاف غلو شده است و کارگردان به‌صورت مبهمی خودکشی بچه‌های زیر 10 سال را نشان می‌دهد که پدیده‌ای بسیار غیرممکن است. من این سینمایی که غلو می‌کند را سینمای مسأله‌ساز می‌دانم و معتقدم که بسیاری از کسانی که به این شکل کار می‌کنند، دنیای ما را به شکلی که خودشان می‌خواهند، جعل می‌کنند؛ نه با واقعیت اجتماعی که ما با آن سروکار داریم.

سینما می‌تواند مسأله‌پرداز باشد
این جامعه‌شناس ادامه داد: سینما می‌تواند مسأله‌پرداز نیز باشد؛ کما این‌که درخشنده در فیلم‌هایش به مسایل اجتماعی می‌پردازد. آقای دکتر طالبی اشاره کردند که یکی از نقش‌های سینما می‌تواند آگاهی‌بخشی باشد. از نظر من یک بعدِ نسبت سینما با مسایل اجتماعی همین بعد آگاهی‌بخشی است. اما سینما می‌تواند حساسیت‌سازی هم بکند. کمااین‌که در جریان “هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند”، سینما حساسیت‌سازی می‌کند که این سوء‌استفاده از کودکان می‌تواند مسأله‌ای جدی باشد؛ لذا در کنار ایجاد آگاهی، حساسیت هم ایجاد می‌کنیم. همچنین این سینما می‌تواند مسایلی را به دانش مردم وارد کند. خیلی از مواقع، مسایل اجتماعی که در دانشگاه‌ها بررسی می‌کنیم، فقط در پنل‌های تخصصی مورد بررسی قرار می‌گیرند اما سینما می‌تواند این مسایل را به عرصه وسیع‌تری آورده و از همه مهم‌تر این‌که می‌تواند زمینه‌ساز برخی از تغییرات اجتماعی باشد؛ یعنی وقتی آگاهی‌سازی و حساسیت‌زایی رخ داده و و اطلاعات را به مردم ارائه کرد، می‌تواند این مطالبات را نیز ایجاد کند که در جنبه‌هایی باید تغییرات داشته باشیم.

او افزود: نمی‌توانیم نگاه دوگانه متناقضی داشته باشیم. زمانی که سینما فیلم قلاده‌های طلا را می‌سازد، وجه سرگرمی آن چیست؟ ما آن‌جا به یک شکل قضاوت می‌کنیم و می‌خواهیم در جای دیگری به شکل دیگری بحث کنیم. باید نگاهی منسجم و نظری به سینما داشته باشیم و بعد در آن نگاه، نسبت به سینما و وظایفش قضاوت کنیم.

بحث بر سر این است که کدام سینما موفق است
به گزارش مهرخانه، در ادامه کرمی در پاسخ به صادقی گفت: سینما در کار برساخت یا مسأله‌سازی و مسأله‌پردازی است. بحث بر سر این است که کدام سینما موفق است. سینما را برای نخبگان نمی‌سازند بلکه برای توده‌های مردم می‌سازند. اگر مسأله اجتماعی یا برساخت یک مسأله دغدغه شما باشد، وقتی موفق هستید که یک قصه جذاب و شنیدنی را بیان کنید. حتی سینمای دینی قبل از این‌که در خدمت اهداف دینی و آیات قرآنی باشد، مثل سریال حضرت یوسف و مردان آنجلس، اولاً و به‌ذات باید توانایی روایت یک قصه جذاب را داشته باشد. در غیر این صورت، برای نخبگان و توده‌ها حرفی ندارد. اصلاً منظورم این نیست که رسالت سینما فقط سرگرمی است بلکه سینما در گام نخست سرگرمی است. اگر این اتفاق رخ ندهد، اهداف بعدی هم محقق نخواهد شد.

عرصه هنر را نتوانستیم مدیریت کنیم
در ادامه صادقی تصریح کرد: با این توضیح نشان داده می‌شود که به یک وجه اشتراک می‌رسیم. این‌که محتوا چه باشد یک بحث ثانوی است. یعنی توافق داریم که سینما باید به شکلی وارد عرصه شود که بتواند هم مخاطبان و هم نخبگان را به روشی جذب خود سازد؛ این یک وجه اشتراک است. به نظر من یکی از جاهایی که بعد از انقلاب اسلامی نتوانستیم درست استفاده کنیم، عرصه هنر بود. یعنی اگر عرصه هنر، سینما تلویزیون و رسانه را توانسته بودیم درست مدیریت کنیم، شاید الان با بسیاری از مشکلات مواجه نبودیم. بسیاری از مسائل بی‌ربطی که در جامعه ما مطرح می‌شود به خاطر نابه‌سامانی در عرصه هنر است.

طرح موضوع با عنوان طلاق عاطفی اشتباه بزرگی است
او با بیان این‌که زیر سقف دودی یک ژانر خانواده است و به مسایل خانواده می‌پردازد، افزود: یکی از نقدهای اساسی به درخشنده این بود که این فیلم فوکال‌پوینت وجود ندارد؛ در حالی‌که این‌طور نیست و وقتی با یک نگاه اجتماعی و کارشناسانه به فیلم نگاه می‌کنید، می‌بینید که کارگردان به مسایل متعددی که خانواده‌های ایرانی می‌توانند درگیر آن باشند، اشاره کرده است. یکی از مسایلی که در فیلم به آن اشاره می‌شود، بحث شکنندگی در روابط زوجین است، البته کارگردان اشتباه بزرگی می‌کند و آن را با عنوان طلاق عاطفی مفهوم‌سازی و صورت‌بندی می‌کند. در حالی‌که واژه طلاق یک مفهوم حقوقی است و ضرورتی ندارد برای کسانی که وارد فاز طلاق نمی‌شوند، از این مفهوم استفاده کنیم. آن‌چه درست است فاصله در روابط زوجین است.

انواع فاصله در خانواده
این جامعه‌شناس درباره انواع فاصله‌ها گفت: در تحقیقی در دانشگاه تهران به این نتیجه رسیدیم که چند نوع فاصله در روابط خانواده‌های ما وجود دارد. یکی فاصله انتخابی است که الزاماً منفی نیست. گاهی در حوزه خانواده فرد می‌گوید بگذارید در حال خودم باشم. این فاصله‌های معطوف به انتخاب نه‌تنها در حوزه خانواده بد نیست، گاهی فضای خصوصی برای افراد ایجاد کرده و افراد می‌توانند در این فضا بازاندیشی کنند. مورد بعدی فاصله‌های معطوف به موقعیت است که الزاماً منفی نیست اما بعضاً می‌تواند تبعات بدی را ایجاد کند. مثلاً شوهر برای ادامه تحصیل به شهر دیگری رفته است. اما فاصله‌ای که درخشنده در فیلم به آن اشاره می‌کند، فاصله معطوف به تعارض است. یعنی خانواده به لحاظ ارتباطی با هم مشکل دارند که یکدیگر را نمی‌فهمند و به لحاظ احساسی و عاطفی هم فاصله دارند. این‌طور فاصله‌ها می‌تواند روابط اعضای خانواده را به شدت مخدوش کند.

نمایش روابط بین نسلی
عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با اشاره به روابط بین نسلی اظهار کرد: موضوع و تم دومی که فیلم به آن می‌پردازد، روابط بین نسلی است که در رابطه آرمان و خانواده متجلی می‌شود که چقدر متفاوت از یکدیگر فکر می‌کنند. در سطحی مادر را داریم که گرایشات سنتی دارد و در سطحی پسری که می‌گوید جوانان هم‌سن من همین‌طوری با هم زندگی می‌کنند چرا شما بیشتر از این از من انتظار دارید؟ همین روابط بین نسلی را در رابطه زن‌های فیلم نیز شاهدیم. شیرین را در نقش زن میانسالی می‌بینیم که کاملاٌ وقف شده است و از آن طرف زنی به نام رعنا داریم که شوهرقاپ است و وارد حریم خانواده دیگران می‌شود و نگاهی ابزاری به فرهاد دارد. همچنین از سویی کیانا را می‌بینیم که از نسل دیگری است و اتفاقاً تنها جایی که شاهد سوژگی از ناحیه زنان هستیم، همان جایی است که این دختر نقش‌آفرینی می‌کند. این دختر می‌خواهد جلوی خشونت آرمان بایستد، او را به روان‌شناس معرفی می‌کند، می‌‌خواهد در مسایل آرمان مشارکت و دخالت داشته باشد و نمی‌‌خواهد نقشی حاشیه‌ای داشته باشد. پس کارگردان روابط بین نسلی را هم در فیلم خود به نمایش می‌کشد.

نمی‌توان تمام مشکلات را با مشاور حل کرد
در ادامه طالبی با طرح سؤالی مبنی بر این‌که چه نوع آسیب‌شناسی یا بازنمایی آسیب ‌اجتماعی در سینما می‌توانیم داشته باشیم؟ گفت: فیلم، داستان و نقطه کانونی دارد. آیا می‌توانیم همه مسایل را در یک فیلم روایت کنیم و بعد بخواهیم همه چیز با خوبی و خوشی تمام شود؟ به لحاظ راهبردی در صحبت‌های خانم درخشنده بود که گفتند سعی کرده‌اند در فیلمشان به کسی برنخورد؛ در چنین جامعه‌ای که همه چیزش به همه کس برمی‌خورد، مگر می‌شود فیلمی ساخت که به هیچ‌کس برنخورد و همه راضی باشند؟ نگاهی که به نقد اجتماعی اشاره کردم دقیقاً این‌جاست. نمی‌توان تمام مسایل را با مشاوره حل کرد. به طور پیوسته تعداد مشاوران‌مان زیادتر شده و به همان نسبت تعداد مسایل هم زیادتر شده است. این‌که گفتم چه راه‌حلی ارائه می‌کند، به این نکته برمی‌گردد. در مورد مسائل بین نسلی چطور می‌توانیم شیرین و رعنا را به‌عنوان دو نسل در نظر بگیریم؟ آیا می‌توانند نمایندگی دو نسل را داشته باشند؟ ما این سوءارتباط و اختلال رابطه‌ای را در تمام سطوح داریم.

قصه فیلم تکراری است/ این فیلم را می‌توان “یادآوری” آسیب‌های اجتماعی تلقی کرد
او با اشاره به ویژگی‌های فیلم زیر سقف دودی اظهار کرد: فیلم خانم درخشنده فیلمی است که خصوصیات هنری، پرداخت، تدوین و صحنه‌آرایی آن باید به شکلی باشد که ویژگی‌های فراغتی و تفننی هم برآورده شود، همچنین در کنار آن می‌‌خواهد پیام اخلاقی هم داشته باشد و پیام اخلاقی‌اش هم خیلی ساده‌انگارانه مانند یک برنامه خانوادگی در تلویزیون مطرح می‌شود. در حالی‌که یک فیلم جدی اجتماعی باید به نقد بنیادین بپردازد. روی یک مسأله متمرکز شود، ابعاد آن را خوب بشکافد و نگاه اجتماعی داشته باشد زیرا در غیر این ‌صورت نمی‌تواند همه کس را راضی کند و این غیرممکن است. البته کاری دشوار است. یکی از ملاحظات فیلم، تکراری‌بودن قصه آن است. آیا باید هم معتاد و هم پارتی و هم سایر مسائل اجتماعی در فیلم مطرح شود؟ این‌ها هرکدام در مورد خودش فیلم‌های موردی دارند که خیلی هم خوب است. مگر این‌که این فیلم را به عنوان یادآوری تلقی کنیم که مروری به عمده مسایل دارد. چنین فیلمی نمی‌تواند جدی باشد.

بازنمایی بی‌طرفانه غیرممکن است
این جامعه‌شناس بر وجود نگاه زن‌گرایانه در این فیلم تأکید کرد و افزود: اگر خانم درخشنده می‌خواست به همه وفادار باشد، باید حق مردان را نیز بیشتر ادا می‌کرد. واقعیت این است که بهرام تمام بدی‌های عالم را دارد؛ تصمیم درست نمی‌تواند بگیرد، در حال ورشکستگی است، دلش جای دیگر است و احساسش جای دیگر و عقلش جای دیگری. آرمان هم به همین شکل است و کیانا دستش را می‌گیرد. در مورد بهرام نیز شیرین و رعنا دستش را می‌گیرند که زمین نیفتد. بازنمایی بی‌طرفانه غیرممکن است و تناقفض نظری که در بنیاد این فیلم وجود دارد همین است.

ساخت یک روایت از فیلم خطاست
طالبی درباره لایحه‌های معنایی یک فیلم بیان کرد: اگر از هر فیلمی یک روایت بسازیم و بگوییم یک لایه معنایی دارد، خطاست. هر فیلمی لایه‌های معنایی مختلفی دارد و از طرفی مخاطبان فیلم هم معنای واحدی ندارند و لذا اگر بخواهیم نقد و ارزیابی کنیم، نمی‌توانیم یک روایت را برای همه مخاطبان، چه در ارزیابی اثرات و پیامدها، چه در مورد ساخت فیلم تعمیم بدهیم. نیاز به توجه به لایه‌های مختلف معنایی و رمزگشایی‌های مخاطب داریم.

موضوعات اجتماعی یکی از تم‌های کارهای درخشنده است
به گزارش مهرخانه، در ادامه خیامی بر لزوم داشتن اطلاعات نسبی از منظومه آثار درخشنده تأکید کرد و ادامه داد: این موضوع بسیار کمک می‌کند که به اثرات بعدی یک کارگردان بهتر توجه کنیم. موضوعات اجتماعی یکی از تم‌های آثار خانم درخشنده بوده است و تقریباً در همه آثار ایشان مسأله و دغدغه اجتماعی وجود دارد و این یک تم پیوسته است. البته به معلولان و ناتوانان جسمی هم در سینمای خانم درخشنده توجه می‌شود. نکته دوم در بررسی منظومه آثار خانم درخشنده این است که محتوا یا پیام بر تکنیک، ساختار و فرم غلبه دارد. اجمالاً دغدغه‌ای که کارگردان دارد این است که پژوهش کند پیام چه باشد و نگاهی به ابعاد قصه بیندازد ولی در بعد تکنیک و حتی در برخی فیلم‌ها بازیگردانی و تدوین، دچار کاستی‌هایی است که شاید نتواند بستر جذابی را برای مخاطب فراهم کند.

در فیلم زنانگی یا سوگیری زنانه دیده می‌شود
او ادامه داد: تجربیات و دغدغه‌های فیلم “هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند” به فیلم زیر سقف دودی منتقل شده است. اصل این‌که کسی سراغ این جنس موضوعات برود، محل قدردانی است؛ یعنی موضوعاتی که هر کارگردانی حاضر نیست هزینه‌های اجتماعی آن راپرداخت کند. اما معتقدم در جاهایی که وارد آسیب‌های اجتماعی می‌شود، بحث زنانگی یا سوگیری زنانه دیده می‌شود. مثلاً می‌بینیم که شیرین به‌رغم این‌که بخشی از اشکال‌های اساسی در ارتباط با همسرش به او برمی‌گردد و حتی در فیلم هم به آن اشاره می‌شود که پس از به دنیا آمدن فرزند، به شوهر توجهی کرده یا بعد از دو دهه موهایش را رنگ می‌کند، اما این اشکال خیلی جدی گرفته نمی‌شود؛ در حالی‌که این اشکال کم از اشکال بهرام نیست. همچنین رعنا به رغم این‌که دختری است که می‌داند بهرام متأهل است، باز هم دختر بدی نیست و زمانی که می‌فهمد بهرام از شیرین جدا شده، ناراحت می‌شود. حلال مشکلات هم که مشاور است، باز هم زن است. یعنی هم آن کس که پیگیری می‌کند تا مسأله را حل کند و هم حلال مشکل، زنان هستند. حتی شخصیت‌های دوم و سوم قصه، مادر شیرین و مادر کیانا هم زنان خوبی هستند و مادر کیانا نسبت به پدرش منطقی‌تر است. این سمت، بهرام، آرمان و همکار بهرام در شرکت همگی منفی هستند. این سوگیری اگر حادثه یا رویداد باشد، اشکالی ندارد اما اگر روند شد و همیشه در آثار بود، محل تأمل است.

این مدرس دانشگاه با بیان این‌که در این فیلم مرجعیت برای حل مشکلات اجتماعی یک نهاد مدرن یعنی روان‌شناسان نشان داده شده است، گفت: قطعاً ما احتیاج بیشتری به روان‌شناسان داریم اما روان‌شناسی و مطالعات روان‌شناسان در کشور ما ترجمه‌ای است. شما را به آمارها ارجاع می‌دهم. آیا با ازدیاد مراکزی که روان‌شناسان جدید در آن کار می‌کنند، موفق بوده‌ایم یا خیر؟ قضاوتی ندارم. اما لازم است در این آثار منابع دیگر مانند بزرگ‌ترها و دین، مورد توجه قرار گیرند. کلیشه‌گویی و مستقیم‌گویی در فیلم دیده می‌شود. صحنه‌ای که مشاور با شیرین گفت‌وگو می‌کند، گویی یک برنامه خانوادگی تلویزیونی است. این جنس دیالوگ‌ها دغدغه محتوایی کارگردان را نشان می‌‌دهد اما این‌جاست که از بستر تکنیک و جذابیت فاصله می‌گیرد.

مباحث نشانه‌شناسی فیلم نکات خوبی دارد
خیامی درباره شکاف نسلی در خانواده‌های نشان‌داده شده در فیلم تصریح کرد: این سه خانواده‌ای که به نمایش درمی‌آیند یک شکافی را نشان می‌دهند؛ خانواده پدر و مادر شیرین، خانواده شیرین و بهرام و خانواده آرمان و کیانا. مباحث نشانه‌شناسی فیلم اگرچه کم است اما نکات خوبی دارد. شاخص‌ترین نشانه، ریختگی فیلم است؛ وقتی زن می‌خواهد VHS فیلم عروسی خود را احیا کند، مغازه‌دار می‌گوید شاید احیا نشود. درواقع به لحاظ نشانه‌شناسی، ریختگی خانواده در ریختگی فیلم عروسی‌ نمود پیدا کرده است.

فیلم در دفاع از خانواده قیام می‌کند
او ادامه داد: دفاع تمام‌قد از خانواده پس از لحظه‌ای که تصمیم می‌گیرند از هم جدا شوند، جای قدردانی دارد. در فیلم‌های مشابه وقتی مرد یا زن با فرد دیگری در ارتباط است و این جدایی حاصل می‌شود، حداقل چند دقیقه از فیلم لحظات شادی را نشان می‌دهد. این‌جا مخاطب منتظر است بهرام بگوید “حالا آزاد شدم”. فیلم در طراحی صحنه، نور، بازی، موسیقی و دیالوگ اجازه یک دقیقه فرصت برای این شادی را نمی‌دهد و در دفاع از خانواده قیام می‌کند.

مشکل سینمای فمینیستی ایران دوگانه مردانگی و زنانگی است
به گزارش مهرخانه، در ادامه کرمی با بیان این‌که مشکل سینمای فمینیستی ایران این است که دوگانه مردانگی و زنانگی داریم، افزود: نگاه فمینیستی سینمای اجتماعی وقتی می‌خواهد به مسأله اجتماعی بپردازد، اول باید توجه کند که این مسأله، مسأله جامعه ما هست یا خیر. این نقش‌ها هم آیا در جامعه ما کاراکتر قالب هستند یا خیر. مسأله این است که ما دائماً با موقعیت غلبه شهود زنانه بر عقلانیت مردانه مواجه هستیم. از طرفی در کنار این سوژگی مبالغه‌آمیز، دوباره با برساخت زنان به‌مثابه قربانی مواجه هستیم. این‌ها چیزهایی است که نمی‌شود با هم جمع کرد.

سوژه خیانت در سینما دستمالی شده است
او با تأکید بر این‌که این فیلم علاوه بر طلاق عاطفی به بحث خیانت هم می‌پردازد، گفت: مسأله خیانت موضوعی است که سینمای ما در 10 سال اخیر آن‌قدر آن را دستمالی کرده که آدم حالت تهوع می‌گیرد وقتی می‌بیند موضوع فیلم خیانت است. در تمام فیلم‌هایی که در تم خیانت ساخته می‌شود، قرائت مرجح متن یا دوربین این است که زن، قربانی و مرد جنایتکار است و این را در فیلم شوکران و زندگی خصوصی شاهدیم.

درخشنده در این فیلم تمام زنان را مستأصل نشان داد
در ادامه صادقی در نقد صحبت‌های دکتر کرمی تصریح کرد: درخشنده برخلاف تهمینه میلانی و رخشان بنی‌اعتماد موضع‌گیری زنانه ندارد؛ اتفاقاً نقدی که بر فیلم درخشنده دارم این است که تمام زنانی که به تصویر می‌کشد، زنان ضعیفی هستند و وضعیت ضعیف آن‌ها را نشان می‌دهد. رعنا با تمام سرمایه‌های فیزیکی و جنسی دنبال یک مرد چاق است. فیلم، شیرین را به شدت تحقیر می‌کند و از او چهره‌ای ابله می‌سازد که نمی‌تواند شوهرش را نگه دارد و راضی کند و اجازه می‌‌دهد او را از دستش دربیاورند. حتی زنی که در قالب روان‌شناس نقش بازی می‌کند هم به‌نوعی سرزنش را بر روی شیرین می‌گذارد و این‌طور می‌گوید که شیرین در نقش‌هایش کوتاهی کرده است. از سویی مردهایی که درخشنده در فیلم خود به نمایش می‌گذارد از موضع برتری و تصمیم‌گیری برخوردارند و آن‌ها هستند که از موضع بالاتری به مسایل نگاه می‌کنند. مثل پسری که برای مادرش تصمیم می‌گیرد که باید پیش روان‌شناس برود، یا همسری که دائماً به رخ می‌کشد که من همه چیز را تهیه می‌کنم و شما چه می‌خواهید که شکایت می‌کنید؟ حتی اگر سکانس بسیار کوتاه دیالوگ پدر و مادر شیرین را ببینید، مادر می‌گوید مشکل از آرمان است اما پدر با نگاهی بسیار خردمندانه می‌گوید «نه بهرام هم است» و تشخیص درست‌تری دارد. درخشنده در این فیلم تمام زنان را مستأصل نشان داد و شاید تنها سوژگی و عاملیت در نقش کیانا است.

نقش دوگانه فرزندان در خانواده
او با اشاره به نقش فرزندان در خانواده ادامه داد: موضوعی که در این فیلم جالب است و کاش به آن در موضوعات اجتماعی بیشتر بپردازیم، نقشی است که بچه‌ها در خانواده بازی می‌کنند. بچه‌ها در خانواده نقشی دوگانه دارند؛ یعنی از زمان تولدشان هم می‌توانند اتصال به‌وجود آورند و خانواده را به‌عنوان گروه تعریف کنند و نقش میانجی داشته باشند، و هم می‌توانند انفصال را رقم بزنند. در این فیلم می‌بینید که آرمان مایه انفصال می‌شود. این یک واقعیت اجتماعی است که در هر صورت بچه از مردان افرادی کارزده و از زنان فردی بچه‌زده می‌سازد.

زن در پروسه تربیت فرزند حتی خود را فراموش می‌کند
این جامعه‌شناس ادامه داد: به قدری پروسه پرورش فرزند غیرقابل پیش‌بینی است که نه‌تنها توجه به مردان کم‌رنگ می‌شود، حتی توجه زن به خود هم کوچک می‌شود. به عبارتی مادر شدن خودفراموشی می‌آورد. جالب است که بسیاری  از تحقیقات ما نشان می‌دهد زنان همیشه خودشان را تبعه بچه و خانواده تعریف می‌کنند و برای خودشان جایگاهی به‌عنوان فردی مستقل قائل نستند. زن خودش را وقف می‌‌کند اما متأسفانه در این فیلم و در واقعیت اجتماعی نه‌تنها از این زن تقدیر نمی‌شود بلکه حتی سرزنش هم می‌شود. درواقع مرد می‌گوید تو که فرزند ما را پرورش می‌دهی، پس ما چی؟ ما مورد فراموشی قرار گرفتیم. نقد بزرگی که به فیلم دارم این است که سوژگی زنان کم است و به تعبیری در فیلم، زن دوباره قربانی می‌شود.

انتقاد از راه‌حل روان‌شناختی برای مسأله اجتماعی
صادقی با انتقاد از غلبه نگاه روان‌شناسانه در فیلم گفت: جالب است که درخشنده این اشکال را در تمام فیلم‌هایش دارد. اگرچه مسأله و موضوع اجتماعی را آغاز می‌کند اما آن را روان‌شناسانه به پایان می‌رساند. ایجاد فاصله در روابط زوجین اتفاقاً علت‌های اجتماعی دارد نه فردی. این‌که زن درگیر و وقف بچه‌ام می‌شود، به خاطر ایدئولوژی مادری است که جامعه برای او ساخته‌ است و زن با این ایدئولوژی بزرگ شده است. این کانتکست اجتماعی زن است که این ایدئولوژی را خلق کرده است و از طرفی بحث استیلای مذکر است که آن را دائماً تکرار و باورپذیر می‌کند. همچنین تعریف فرهنگ از نقش مردان در جامعه است. همه این‌ها را در کنار هم بگذارید؛ مسأله فاصله در روابط زوجین را تبیین می‌کند اما جالب است درخشنده به جای این‌که به این عوامل اجتماعی ارجاع داشته باشد و آن‌ها را در فیلم خود برجسته کند، مسأله را به سطح فردی تقلیل داده تا روان‌شناس با یک راهکار روان‌شناسانه و یک تجویز اخلاقی به آن بپردازد.

شیرین به بازاندیشی می‌رسد
او با اشاره به بازاندیشی در شیرین افزود: تنها چیزی که در کنار این نکات متنوع می‌بینیم این است که اگرچه فاصله معطوف به تعارض است و معمولاً این فاصله‌های معطوف به تعارض پیامد مثبت ندارند ولی اتفاقاً این فاصله معطوف به تعارض در فیلم یک پیامد مثبت دارد و این نکته کلیدی آن‌جا شروع می‌شود که شیرین به همسرش می‌گوید “نمی‌توانم جلوی تو بایستم، اگر 15 سال پیش بود می‌ایستادم ولی تو رمقی برای من نگذاشته‌ای”. این‌جا به نظر من اوج فیلم است که این زن خانه‌داری که در کل فیلم ابله جلوه داده شده، به این بازاندیشی می‌رسد که مرد من را تهی کرده است و من فهمیده‌ام و به همین خاطر دیگر نمی‌ایستم. این بدین معناست که زن خود را به نحوی پیدا کرده‌ است و نمی‌خواه این رابطه معیوب ادامه پیدا کند.

فضایی باز شود تا زنان وارد این عرصه شوند
این جامعه‌شناس تأکید کرد: اگرچه این نقدها به فیلم درخشنده وارد است اما در جامعه‌ای که تنها 3 درصد کارگردان‌های آن زن هستند نباید فیلم‌های زنان با نگاه بی‌رحمانه نقد شود. این درست است که بسیاری از فیلم‌های ارزشمند به لحاظ تکنیک ممکن است ضعیف باشد اما درخشنده به‌عنوان کارگردانی است که سیاه‌نمایی نمی‌کند و ما نباید این‌طور کارگردان‌ها را از دست بدهیم. به نظرم تشویق افرادی مثل درخشنده و نقد منصفانه، می‌تواند فضایی را باز کند تا زنان وارد این عرصه شوند.

ضعف تکنیک منجر به برداشت‌های مختلف می‌شود
به گزارش مهرخانه، در ادامه کرمی با بیان این‌که یکی از پیام‌های جلسه این بود که همچنان که فیلم‌سازی چشم‌اندازی است، تماشای فیلم هم چشم‌اندازی است، افزود: یعنی یک مرد ممکن است فیلمی را به شکلی ببیند و یک زن فیلم را به شکل دیگری. البته بخشی از این امر به کارگردانی ناموفق برمی‌گردد. در حقیقت مسأله بر سر این است که یک کارگردان شخصیتی را ضعیف ارائه می‌دهد و آن شخصیت شعار می‌دهد. در این وضعیت مردان می‌گویند منجی زن است و زنان می‌گویند شخصیت زنان ضعیف نشان داده شده است. این درواقع بحث ضعف تکنیک است.

در مقام دفاع و نقد تابلوی زنانگی را بلند نکنیم
او ادامه داد: اگر یک کارگردان مرد فیلم بسازد و مورد انتقادهای تند قرار بگیرد، به مرد بودن او توجهی نمی‌کنیم ولی وقتی یک کارگردان زن فیلم می‌سازد، بلافاصله این زنانگی‌ پررنگ می‌شود که چرا حمله و نقد بی‌رحمانه می‌کنید؟ اما ما باید به این سمت برویم که وقتی وارد عرصه‌ای می‌شویم که زنانگی و مردانگی در ظاهر علی‌السویه است – البته من قبول ندارم که مردان و زنان ما در کارگردانی فرصت برابر دارند- تابلوی زنانگی را در مقام دفاع و نقد بلند نکنیم. سینما اگر سرگرمی نباشد، هیچ نیست. اما اگر سرگرمی باشد، می‌تواند منبر اخلاق بوده و توصیه روان‌شناختی داشته باشد. اگر قصه خوبی ببینیم، پیام اخلاقی فیلم را هم خواهیم گرفت.

وجه تجویزی و توصیفی را از هم جدا کنیم
در ادامه طالبی نکات پایانی خود را مطرح کرد و گفت: نکته من بحث دلالت ضمنی و دلالت آشکار است. در خصوص نقش شیرین که دکتر صادقی اشاره کردند توسری‌خور و ضعیف است، باید ببینیم از این تصویر، تماشاگر و مؤلف چه نتیجه‌ای می‌گیرد. اتفاقاً پیام فیلم این است که این زن قربانی است و علی‌رغم این‌که بسیار خدمت کرده، حق او خورده شده است. فیلم می‌خواهد بگوید به این فرد حقش را بدهید. این تصویری که دیده می‌شود لزوماً به معنای تضعیف موقعیت نیست و اتفاقاً به معنای جلب ترحم و بیان استحقاق بیشتر اوست. توجه به این دلالت ضمنی هم در این‌جا مهم است و هم در آن‌جا که روان‌شناسی‌گرایی در تحلیل آسیب‌های اجتماعی قالب است و نافع نیست. این همان دلالت ضمنی فیلم است که به خانواده‌ها می‌گوید اگر مشکلی داشته باشید، چه نسل قدیم و چه نسل جدید، به مشاور مراجعه کنید تا مشکل‌تان حل شود.

باید از فیلم اجتماعی مراقبت کنیم
به گزارش مهرخانه، در ادامه خیامی به اهمیت بحث لذت تماشا اشاره کرد و افزود: در کتب سینما، در فهم متن و تحلیل متون بحث لذت تماشا مطرح می‌شود. در این‌جا بحث می‌شود که لذت مردان و لذت زنان در تماشای فیلم سینمایی در چیست. فیمینیست‌ها هم روی مسأله کار کرده‌اند. نکته دوم این است که خانم درخشنده در انتخاب موضوع از کف جامعه تیزهوشی خوبی دارند. از این جهت باید سپاسگزاری کنیم. نکته سوم این است که فیلم‌های اجتماعی خصوصاً آن‌جا که وارد طرح آسیب‌های اجتماعی، انحرافات اجتماعی و بزه احتماعی می‌شوند، معمولاً از سه حوزه سیاست، مسایل حقوقی و مسایل اخلاقی مورد نقد قرار می‌گیرند. به دلیل همین اهمیت فیلم اجتماعی، باید از آن مراقبت کنیم که آسیب نبیند.

همدلی بر نقد در نقش شیرین دیده می‌شود
او ویژگی فردگرایی فیلم را زنانه دانست و گفت: نکته بعدی در مورد فردگرایی است که نگاه فردگرایانه به موضوعات اجتماعی، باز هم از ویژگی‌های زنانه است. نکته بعدی درباره شیوه کمک به یک اثر است که بیان برجستگی‌ها و کاستی‌ها با هم است. تکنیکی داریم تحت عنوان همدلی بر نقد که اول باید همدلانه با مخاطب جلو برویم و یک جایی او را نقد کنیم تا بیشتر اثربخش باشد. در این فیلم این تکنیک در قبال شخصیت شیرین به خوبی استفاده شده است؛ یعنی مخاطب تا پاسی از فیلم فکر می‌کند که این شخصیت به نوعی ابله است و بعد ناگهان می‌بیند که او می‌گوید “می‌دانم و متوجه هستم و قوی نیستم؛ چون تو نخواستی” و آن صحنه پایانی که جزو مؤثرترین سکانس‌های فیلم است که شیرین سوار ماشین بهرام نشده و دور می‌شود و وضعیت حرکت دوربین، همگی به این معناست که این زن از اول همه چیز را می‌دانست و می‌فهمید.

این پژوهشگر حوزه ارتباطات ادامه داد: جایی‌که نشان می‌‌دهیم که زن بیش از حد ابژه است و خیلی سوژگی و فاعلیت ندارد، به مخاطب اعلام می‌کنیم که او در موضع مظلومیت است. در گفت‌وگوی بهرام و روان‌شناس، مخاطب در هر سه لایه جان فیسک، هژمونیک و مخالف‌خوان و مذاکری در هر سه سطح قرائتش این است که بهرام عجب آدمی است؛ دو دقیقه هم نمی‌نشیند حرف منطقی گوش دهد. ظاهراً سکانس به نفع زن نیست و سوژگی از آن مرد است اما درواقع این‌طور نشان داده شده که مردها دائماً می‌خواهند از موضع قدرت وارد شوند.

انتهای پیام/ 940502

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *