طراحی نظام‌واره پژوهشی با محوریت سبک زندگی ایرانی – اسلامی

[ad_1]

رییس پژوهشکده زنان دانشگاه الزهرا(س) گفت: برنامه‌ریزی کردیم تا یک نظام‌واره برای حرکت پژوهشی در پژوهشکده طراحی کنیم و همه فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی پژوهشکده را به‌صورت هدفمند ذیل این نظام‌واره پیش ببریم. موضوع نظام‌واره‌ ما براساس آسیب‌ها، اولویت‌ها و ضرورت‌های حوزه زن و خانواده طراحی و انتخاب می‌شود تا بتوانیم فعالیت‌های خود را ذیل این آسیب‌ها و اولویت‌ها مجتمع کنیم و پاسخ‌گوی خلأهای موجود باشیم. طراحی این نظام‌واره با محوریت سبک زندگی ایرانی – اسلامی رو به اتمام است.

دکتر مریم صف‌آرا؛ رییس پژوهشکده زنان دانشگاه الزهرا(س) در گفت‌وگو با خبرنگار مهرخانه، در رابطه با فعالیت‌های این پژوهشکده گفت: پژوهشکده زنان تنها پژوهشکده نوع A وزارتی است و در سال 1377 موافقت تأسیس خود را از وزارت علوم دریافت کرد. ذیل این پژوهشکده چهار گروه خانواده‌درمانی، بایومدیکال، روان‌شناسی و علوم اجتماعی قرار دارد و هر گروه نیز متشکل از اعضای هیأت علمی است.

رییس پژوهشکده زنان دانشگاه الزهرا(س) در رابطه با هدف راه‌اندازی این پژوهشکده بیان داشت: از آن‌جایی که پژوهش، مقدمه و زیرساخت آموزش، تولید و فناوری است، پژوهشکده زنان با تأکید بر مطالعات حوزه زن و خانواده تأسیس شد. هدف اصلی از تأسیس این پژوهشکده این بود که براساس زیرساخت‌های پژوهشی موجود در هر چهار گروه پژوهشکده بتوانیم مبانی درست و صحیحی برای برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری، قانون‌گذاری و تعیین زیرساخت‌ها در حوزه زنان و خانواده را فراهم کنیم.

نشریات علمی پژوهشی پژوهشکده زنان
صف‌آرا در خصوص نشریات علمی پژوهشی پژوهشکده زنان دانشگاه الزهرا(س) اظهار داشت: این پژوهشکده 2 نشریه علمی- پژوهشی با عنوان “مطالعات زن و خانواده” و “مطالعات روان‌شناختی اجتماعی زنان” دارد و پذیرای مقالات مرتبط با عناوین این نشریات از پژوهشگران دانشگاه‌های مختلف کشور است تا پس از طی مراحل داوری، در این نشریات به چاپ برسند.

فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی پژوهشکده زنان
او با اشاره به فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی پژوهشکده زنان تصریح کرد: فعالیت‌های آموزشی به شکل تدریس محتواهای مربوط به موضوع، توسط اعضای هیأت علمی در چهار گروه پژوهشکده است. آموزش در قالب کارگاه‌ها و نشست‌ها به شکل سخنرانی، برگزاری کارگاه‌های آموزشی در ذیل اهداف پژوهشکده و با محوریت و تمرکز بر حوزه زن و خانواده صورت می‌گیرد. کارگاه‌ها متمرکز بر کرسی‌های نظریه‌پردازی و کرسی‌های آزاداندیشی در حوزه زن و خانواده برگزار می‌شوند. در حوزه پژوهش هم فعالیت‌هایی در قالب طرح‌های پژوهشی، تألیف و ترجمه، انتشار مقالات علمی و پژوهشی در نشریات داخلی و نشریات بین‌المللی‌، تألیف و نقد کتاب و راهنمایی و مشاوره پایان‌نامه‌ها انجام می‌گیرد.

اخذ مجوز پذیرش دانشجو در برنامه‌های ما قرار دارد
رییس پژوهشکده زنان در رابطه با پذیرش دانشجو در این پژوهشکده گفت: پژوهشکده زنان هنوز مجوز پذیرش دانشجو را از وزارت علوم دریافت نکرده است البته، در برنامه‌های سال 96 و 97 اخذ مجوز از وزارت علوم برای پذیرش دانشجو در مقاطع ارشد و دکتری و پسادکتری قرار دارد. اما تاکنون دوره‌های آموزشی ما در قالب دوره‌های آموزشی آزاد برگزار شده است.

صف‌آرا در خصوص تفاوت پژوهشکده زنان با سایر پژوهشکده‌ها و مراکز تحقیقاتی حوزه زنان بیان داشت: قطعاً تفاوت‌های اجمالی و صوری در سیاست‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و محتوای مراکز تحقیقاتی و پژوهشگاه‌هایی که در حوزه زنان فعالیت می‌کنند وجود دارد؛ مثلاً در پژوهشکده زنان چهار گروه پژوهشی متمرکز است اما امکان دارد مراکز دیگر گروهی نداشته باشند یا گروه‌های کمتری در آن‌جا فعالیت کنند.

در حوزه پژوهش باید موازی‌کاری‌ها را حذف کنیم
او افزود: از نظر محتوایی قطعاً پژوهشکده زنان با سایر پژوهشکده‌ها و گروه‌های مطالعات زنان سیاست‌های مشترکی دارد. اتفاقاً یکی از آفت‌های حوزه آموزش و پژوهش وجود موازی‌کاری‌های ناشی از عدم تجمیع سیاست‌ها و عدم ارتباط مراکز با یکدیگر است. سال گذشته در نشست با خانم مولاوردی، معاون رییس‌جمهور در امور زنان و خانواده عرض کردم باید این آفت را به این شکل حل کنیم که تمام مراکز حوزه زنان در قالب کارگروه‌ها و نشست‌هایی مجتمع شوند تا بتوانیم اهداف مشترک و متفاوتمان را پیدا کرده و تقسیم وظایف کنیم و یکی از این مراکز به منظور جهت‌دهی و انسجام‌بخشی به حرکت سایر مراکز، سرحلقه باشد. پس از این حرکت می‌توانیم اتفاق‌های اساسی در حوزه زنان و سیاست‌های جدید ایجاد کنیم، روند را خیلی کوتاه و موازی‌کاری‌ها را حذف کنیم.

رییس پژوهشکده زنان خاطرنشان کرد: مثلاً امکان دارد پژوهشکده زنان روی هدفی متمرکز باشد اما به دلیل بی‌اطلاعی از فعالیت‌های سایر مراکز، از پیگیری آن هدف در سایر مراکز تحقیقاتی بی‌اطلاع باشد. نتیجه این اتفاق، صرف هزینه، وقت و نیروی انسانی است. این آفت حل نمی‌شود مگر این‌که ما بتوانیم تمام مراکز را در حوزه سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها مجتمع کنیم و متناسب با نوع فعالیت‌ها و متقاضیان هر مرکز، قسمت‌های مختلف پژوهش را به مراکز مختلف اختصاص دهیم. این مسأله جز با رهبری و حرکت همگام ممکن نمی‌شود.

همکاری‌های پژوهشکده زنان با سایر مراکز تحقیقاتی
صف‌آرا با اشاره به همکاری‌های پژوهشکده زنان با سایر مراکز تحقیقاتی بیان داشت: ما با مراکز تحقیقاتی حوزه زنان و همچنین مراکز تحقیقاتی غیرحوزه زنان برای اخذ پژوهش‌هایی که آن‌ها در حوزه زنان متقاضی هستند، همکاری‌هایی را آغاز کرده‌ایم. از آن‌جایی که دانشگاه علمی کاربردی استان تهران گروهی با عنوان “گروه مطالعات خانواده” دارد، با این دانشگاه تفاهم‌نامه‌ای منعقد کردیم تا بتوانیم اشتراکات مسیر و اهدافمان را پیدا کنیم و نیازهای آن‌ها را در این حوزه پوشش دهیم. همچنین، در حال انعقاد تفاهم‌نامه‌ای با مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی هستیم تا بتوانیم با آن‌ها در زمینه پژوهش‌هایی که برای قانون‌گذاری در حوزه زنان نیاز دارند همکاری کنیم.

او در ادامه گفت: با مؤسسه تحقیقاتی صراط مبین و دانشگاه پیام نور تهران و قم نیز تفاهم‌نامه‌هایی منعقد کرده‌ایم. با دانشگاه تربیت مدرس نیز مذاکراتی در حوزه فعالیت‌های مشترک در حوزه زنان و پیدا کردن تفاوت‌هایمان انجام شده تا ببینیم آیا تفاوت‌های موجود پتانسیل تبدیل شدن به اشتراکات را دارد یا خیر؟ اگر این پتانسیل وجود دارد، حرکت جمعی چه باید باشد و در چه قالبی تعریف شود؟ با گروه مطالعات خانواده دانشگاه تربیت مدرس، واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی و گروه مطالعات زنان پژوهشکده امام خمینی، این ارتباطات را آغاز کرده‌ایم تا بتوانیم دستی جمعی را پیدا کنیم که صدا و قدرت خوبی داشته باشد و از اتلاف وقت، هزینه و نیروی انسانی جلوگیری کند.
 
رییس پژوهشکده زنان با اشاره به آفت‌های موجود در حوزه پژوهش اظهار داشت: یکی از آفت‌های دامن‌گیر بسیاری از مراکز پژوهشی این است که کارهای پژوهشی آن‌ها متقاضی‌محور نیست و مشکلات جامعه را پوشش نمی‌دهد. پژوهشگران براساس اولویت‌های فکری و علاقه‌مندی‌های خود یک موضوع را برای پژوهش انتخاب می‌کنند اما بسیاری از اوقات واکاوی نمی‌شود که این موضوع به درد کدام قسمت جامعه می‌خورد.

طراحی یک نظام‌واره پژوهشی با محوریت سبک زندگی ایرانی – اسلامی
صف‌آرا خاطرنشان کرد: ما براساس این معضل برنامه‌ریزی کردیم تا یک نظام‌واره برای حرکت پژوهشی در پژوهشکده طراحی کنیم و همه فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی پژوهشکده را به‌صورت هدفمند ذیل این نظام‌واره پیش ببریم. موضوع نظام‌واره‌ ما براساس آسیب‌ها، اولویت‌ها و ضرورت‌های حوزه زن و خانواده طراحی و انتخاب می‌شود تا بتوانیم فعالیت‌های خود را ذیل این آسیب‌ها و اولویت‌ها مجتمع کنیم و پاسخ‌گوی خلأهای موجود باشیم. به‌طوری که بتوانیم پس از چند سال حرکت راهبردی، بگوییم این اتفاق، مستخرج کل فعالیت‌های پژوهشکده زنان در حوزه زن و خانواده با تأکید بر این موضوع خاص است. مثلاً وقتی یک پژوهشکده طی 2 سال تمام تلاش‌ گروه‌های پژوهشی خود را روی موضوع هویت زنان متمرکز می‌کند، سایر مراکز تحقیقاتی باید از این مسأله اطلاع داشته باشند تا از یک سو کارهای تکراری انجام نشود و از سوی دیگر، فعالیت‌های آن پژوهشکده منبع و مرجعی برای کسانی شود که می‌خواهند در این زمینه سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی داشته باشند. طراحی این نظام‌واره با محوریت سبک زندگی ایرانی – اسلامی رو به اتمام است.

انتهای پیام/ 930701

[ad_2]

لینک منبع

مردان حرف نمی‌زنند از درون متلاشی می‌شوند/سرنوشتِ مشابه زنان در غرب و شرق

[ad_1]

رگ خواب روایت یک سوءتفاهم درباره عشق است. زندگی مینا با کامران با همین سوءتفاهم آغاز و با تخریب پایان می‌یابد. مینا در عاشق شدن و معشوق بودن هر دو دچار سوءتفاهم می‌شود. او به یک سوءتفاهم تکیه می‌کند و دنبال امنیت در سایه سوءتفاهم است. گرچه این قصه تازه‌ای نه در سینمای ایران و نه در جامعه ایرانی‌ست اما رگ خواب موفق شده آن را دلنشین و درست به مخاطب عرضه کند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، رگ خواب چهارمین فیلم سینمایی حمید نعمت‌الله در مقام کارگردان است. شخصیت اصلی و محوری فیلم برخلاف آثار قبلی نعمت‌الله یک زن است. فیلم در جشنواره فیلم فجر با اقبال منتقدان و داوران همراه شد و جایزه بهترین  بازیگر زن را برای لیلا حاتمی به ارمغان آورد. به بهانه اکران این فیلم با معصومه بیات نویسنده فیلمنامه‌ این اثر گفتگو کرده‌ایم.


 رگ خواب روایت یک سوءتفاهم درباره عشق است. زندگی مینا با کامران با همین سوءتفاهم آغاز و با تخریب پایان می‌یابد. مینا در عاشق شدن و معشوق بودن هر دو دچار سوءتفاهم می‌شود. او به یک سوءتفاهم تکیه می‌کند و دنبال امنیت در سایه سوءتفاهم است. گرچه این قصه تازه‌ای نه در سینمای ایران و نه در جامعه ایرانی‌ست اما رگ خواب موفق شده آن را دلنشین و درست به مخاطب عرضه کند طوری که از مکرر بودنش آزرده نشود و خوب دیده شود. در مرحله نوشتن قصه چگونه ساخته و پرداخته شد و برای آنکه در مرز تکرار روایت‌های امروزی سینمای ایران که کم هم نیستند؛ گرفتار نشود؛ چه عناصری تقویت شد و چه عناصری از آن حذف شدند؟


به این فکر نکردم که داستان تکراری است یا چه کار کنم که تکراری نباشد. البته به قول حافظ یک قصه بیش نیست غم عشق / وین عجب کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است یعنی مطمئن‌ام اگر این داستان تکراری نامکرر با تجربه‌های شخصی و درونی افراد بیان شود قطعا به تعداد گوینده‌ها می‌توان داستان شنیدنی و متفاوت داشت. آنچه در فیلمنامه بصورت کلی مدنظر داشتم این بود که به ماجرا اصلا اهمیت نمی‌دهم، برای همین برایم مهم نبود که شخصیت اصلی چگونه به واقعیت پی می‌برد یا دنبال این باشم که یک ماجرای کارگاهی راه بیندازم که دست کامران (کوروش تهامی) رو بشود. برایم این مهم بود که ماجرا‌ها از زمانی کاملا روشن و مشخص بشود که خود شخصیت می‌خواهد واقعیت را ببیند. یعنی از موقعی که می‌خواهد چشمش را بازکند؛ خود به خود می‌فهمد و از موقعی که بیدار می‌شود در واقع همه چیز برایش آشکار می‌شود. فکر می‌کنم در زندگی معمولی هم همین طوری است. یک چیزهایی را ما خودمان نمی‌خواهیم بفهمیم. اتفاقا به نظر من بد‌ترین کسی که ازش فریب می‌خوریم خود آدم است که بدجوری مسایل را پنهان می‌کند. اصلا اینکه آدم می‌رود پیش روانکاو شاید یکی از دلایلش همین باشد که واسطه شود و ما را با خود واقعی‌مان روبرو کند. مثلا فرض کنید ممکن بود تماشاگر فکر کند که ما با فلان رفتار کامران فهمیدیم که با یکی دیگر است ولی مینا نفهمیده. باید بگوییم وقتی داخل ماجرا هستیم، آن را به خوبی نمی‌فهمیم. برای دیدن بعضی چیز‌ها فاصله‌ای لازم است، برای تشخیص لازم است که دور باشی و تماشاگر باشی. فکر می‌کنم از لحظه‌ای که آدم خودش را فریب ندهد و بتواند از دور خودش را تماشاکند همه چیز برایش آشکار می‌شود.


                                                زنان غربی هم همین شکست‌ها را تجربه می‌کنند


لیلا حاتمی در این قصه زنانی را نمایندگی می‌کند که آمار بسیار بالایی در کشور دارند. زنانی مطلقه یا دخترانی که‌گاه از سر فقر و‌گاه در عین رفاه؛ دنبال حامی هستند. آن‌ها درواقع دنبال یک پایگاه عاطفی قوی هستند که تنهایی‌های خود را به کمک آن‌ها پرکنند. این زنان با اولین نگاه، اولین حرف و اولین حس وابسته می‌شوند آنهم به امید اینکه عشقی به وجود آید و یک زندگی ساخته شود. بیشتر آن‌ها در رویا؛ خانه‌های عشقی پوشالی خود را می‌سازند و در غفلت؛ کاخ رویا‌هایشان فرومی‌ریزد و تلخ‌تر آنکه بسیاری از آن‌ها این تجربه را نه یکبار که بار‌ها و بار‌ها تکرار می‌کنند اما در ادامه راه بازهم به دنبال یک سرپناه عاطفی به مرد دیگری دل می‌بازند و همین‌طور مردان زیادی به زندگی آن‌ها وارد می‌شود و از آن خارج می‌شود. آیا این اندازه از خوش‌بینی یا شاید ناامنی مختص زنان شرقی و ایرانی است؟ آیا شیوه زندگی به سبک شرقی و سنتی آن‌ها را وادار کرده که این اندازه پناه‌جو و متزلزل باشند؟


خیلی مطمئن نیستم که این مسئله به زنان شرقی ارتباط داشته باشد، شاید به زن بودن تا حدی ربط داشته باشد و شاید به وابسته بودن یا نبودن شخصیت بیشتر ربط داشته باشد. در غرب هم این اتفاقات می‌افتد، بیشتر کتاب‌هایی که در زمینهٔ زنان شیفته و وابستگی‌هاشان خوانده‌ایم ترجمهٔ نویسندگان غربی و نمونه‌‌هایشان در‌‌ همان جوامع بوده. اتفاقی که برای مینا در فیلم می‌افتد برای سایر افراد در حالات مختلف هم می‌افتد و برای مرد‌ها هم رخ می‌دهد. مثلا ما در روابط عادی در زندگی خودمان همه‌اش دچار این وضعیت هستیم که یک عده‌ای دارند سرمان کلاه می‌گذارند یا به ما نارو می‌زنند اما باز به نفر بعدی اعتماد می‌کنیم. خوب البته این یک آزمایشگاه علوم تجربی نیست که بتوانی با داده‌های ثابت نتیجهٔ ثابت بگیری.


ضمنا وقتی آدم رویا‌پردازی می‌کند یعنی داستان می‌سازد، می‌تواند برایش شاهد کلامی پیدا کند. منتها موضوع این است که کلمه با عمل فرق می‌کند. آندره مالرو می‌گوید: «انسان چیزی‌ست که انجام می‌دهد نه آنچه می‌گوید» این یعنی اینکه آدم وقتی به واژه‌هایی که می‌شنود قناعت می‌کند دارد فریب می‌خورد و ممکن است زن‌ها این اشتباه را بیشتر مرتکب شوند چون بیشتر گوششان برایشان کفایت می‌کند. اگر کامران می‌گوید دوستت دارم مینا فکر می‌کند واقعا دوستش دارد چون برای آن جمله خیلی اعتبار قائل است. اگر مینا آدمی بود که فقط به کلام تکیه نمی‌کرد و به رفتار تکیه می‌کرد و یعنی رفتار‌ها را می‌دید؛ آن وقت می‌فهمید مردی که به او می‌گوید دوستت دارم؛ اصلا می‌توانست دوست داشتن را نادیده بگیرد مردی که تو را فراموش می‌کند و در آن انباری به حال خود‌‌ رها می‌کند، مردی که در زمان رنج تو؛ تو را فراموش می‌کند، معنایش این است که دوستت ندارد. اگر زن بتواند این تفاوت را قائل بشود که هر چیزی که می‌شنود را نشنیده بگیرد و در عوض هر رفتاری که می‌بیند را دریافت کرده و جدی تلقی کند، حتما خیلی کمتر فریب می‌خورد.


عرف می‌گوید اشتباه زن خیلی وحشتناک، ترسناک و زشت است اما از خیانت مرد را می‌توان بخشید


 فارغ از نگاه شرقی و غربی، جامعه‌ای که به مرد یاد نمی‌دهد که چه رفتاری درست است، جامعه‌ای که تعهد را به مرد یاد نمی‌دهد و از او نمی‌خواهد، زن را در معرض ناامنی قرار می‌دهد. البته آنچه در جامعه اتفاق می‌افتد این نیست که مرد‌ها فقط باید متعهد باشند، ولی چیزی که عرف جامعه می‌گوید این است که اشتباه زن خیلی وحشتناک است، خیلی ترسناک و خیلی زشت است اما خیانت مرد چیزی‌ست که راحت می‌شود از کنار آن گذشت و به قولی بخشید.


رگ خواب


زن با ارزش هم اشتباه می‌کند


  نمونه‌هایی از این دست  مانند مینا در اطرافمان کم نیستند؛ آشکارا گرفتار نوعی آشفتگی‌ست. زنی محتاجِ دیده شدن و توجه، زنی که دست یافتن به او بی‌زحمت و بی‌دردسر است، عادت ندارد فکر کند، عادت ندارد برنامه‌ریزی کند، تحقیر را به خوبی پذیرا می‌شود (ارجاع به صحنه‌ای که کامران و دستیارش با یک گربه وارد خانه می‌شوند و تمام مدت می‌خندند. خنده‌ای که تمسخر و استهزای مینا را در بطن خود دارد) و به‌طور کلی مینا یک زن فست‌فودی تمام عیار است. آیا پایانی که فیلم برای او خلق کرده با آغازی که در شخصیت او سراغ داریم؛ از نگاه شما همخوانی دارد؟ آیا زنی با آن همه ضعف؛ چنین تحول عمیقی را می‌تواند در زندگی تجربه کند به گونه‌ای که تصمیم بگیرد اجازه ورود به هیچ مرد دیگری به زندگی و قلب خود ندهد؟ به‌نظر می‌رسد این توبه چندان دوامی نخواهد داشت چون مینا و می‌نا‌ها… تجربه‌های تلخ زیادی را عموما تجربه می‌کنند؟ از این رو پایان داستان کمی شعاری به نظر می‌آید.


 قرار نیست مینا دیگر هرگز با هیچ مردی آشنا نشود. قرار است با چشم باز وارد رابطه شود. مینا عاشق خانواده هست. چرا نباید دوباره شانس خود را امتحان کند؟ چرا نباید مرد شریف و قابل اعتمادی که احترام او را حفظ می‌کند، انتخاب کند و در حالی همیشه مراقب خودش و احترام ش هست حریم امنی به وجود نیاورد؟


این جمله که «دست یافتن به او بی‌زحمت و بی‌دردسر است» از آن حرف‌هایی ست که خیلی جای تعمق دارد. یادم هست یکی از مصاحبه‌کنندگان که خانم جوانی بود می‌گفت «چرا می‌گویند مینا کم هوش بود و فریب خورد با کارهایی که کامران می‌کرد، اگر من هم بودم نسبت به عشق و حمایت او اعتماد پیدا می‌کردم» البته وقتی که مصاحبه را تنظیم کرد، این جمله‌ها را حذف کرد. مراد من این است که مینا آنطور که شما اعتقاد دارید قابل دسترس نیست. تسلیم احساسش شد چون شواهد معتبری برای این کار داشت کامران مرد مهربان و لطیفی به نظر می‌رسید. مردی که می‌توانست تکیه گاهش باشد. مشکل اینجا بود که از جایی به بعد چشمش را بست و ترجیح داد واقعیت را نبیند چون برایش سخت بود و مینا آدم روزهای سخت نبود. توجه کنید که در میانه‌ی رابطه است که مینا تحقیر را تجربه می‌کند و به آن تن می‌دهد. در ابتدای فیلم اصلا مینا چنین آدمی نیست و چنین تصوری از خودش ندارد. شما جایی او را ملاقات کرده‌اید که در سراشیبی سقوط قرار دارد. اصولا گمان می‌کنم نمی‌توان با او این همه بی‌رحم بود، خوشحالم که این جمله‌ها اینجا گفته می‌شود باید مشخص شود قضاوت مردسالارانه تا چه اندازه می‌تواند بیرحمانه و سختگیرانه باشد. نمی‌توان گفت مینا اصولا زنی‌ست که این شکلی‌ست. مینا زن باارزشی‌ست که اشتباه می‌کند. اشتباهی که خودش هم تاوانش را می‌دهد. جامعه باید فرق این دوجمله و به کارگیری‌اش را بداند؛ اینکه تو بدی و اینکه تو کار بدی کردی. وقتی خداوند می‌فرماید صدبار اگر توبه شکستی بازآ، منظور این است که هیچ کس از نظر خداوند «یک زن فست فودی تمام عیار» نیست. خداوند با بندگانش مهربان‌تر از مواجههٔ بندگان با یکدیگر است.


معصومه بیات


 باز برگردیم به این جملهٔ متداول اما هولناک که به عنوان یک صفت به کار می‌رود اینکه؛ مینا خیلی قابل دسترس است. مهم این است که در هر رابطه دو نفر وجود دارند. اگر زنی که در رابطه هست؛ با این جمله قضاوت می‌شود و در این حد قابل تحقیر است، پس مرد رابطه هم در همین سطح است. چگونه مردی، می‌تواند زنی را تحقیر کند یا خود را از او بری بداند در حالی که با آن زن در یک رابطه قرار دارد؟ حتی اگر آن زن را واقعا (عذرخواهی می‌کنم) آدم بی‌ارزشی بدانیم، حتما مرد مقابل ش هم در همین سطح قرار دارد. چرا باید زنانی از نظر احترام و ارزش در جامعه فدا شوند و با خاک یکسان شوند در حالی که مردهای کنار آن‌ها لبهٔ دامن لباسشان را بالا می‌گیرند که خاکی نشوند؟ نه این موضوع امکان عقلانی ندارد. دلم نمی‌خواهد برای این نوع مردان صفتی از آن دست که شما می‌فرمایید بسازم. خوشایند نیست که مردان جامعه‌مان را بی‌اعتبار کنیم.دربارهٔ آخر فیلم باید بگویم درست است که بلند شدن، سربرآوردن و صعود خیلی دشوار‌تر از سقوط است، اما امکانپذیر است و من خیلی به پایان فیلم اعتقاد دارم. از ابتدا بیشتر از هر چیز به پایان فیلم مطمئن بودم. به نظرم شعاری نیست و حاصل یک روند خام بودن و پخته شدن و سوختن است


             مردان از آسیب‌های خود صحبت نمی‌کنند ولی از درون متلاشی می‌شوند


آیا می‌توان این نگاه را برگرفته از غلبه و برتری مرد بر زن در جوامعی سنتی چون ایران دانست و آیا غرب در مسیر تجربه‌ای غیر از این به‌سر می‌برد؟ آیا اصولا زن چاره‌ای ندارد جز آنکه کاستی‌های هویتی خود در رابطه با مردان و نیاز به پناه و سایه امن و تکیه‌گاه را با هر چیزی که می‌تواند او را قانع کند؛ پرکند؟


اگر منظورتان از برتری حمایت باشد، من فکر می‌کنم به هر حال مرد در زندگی روزمره و بخصوص برای زنان نقش حامی دارد و این نقش زیباست. من نمی‌دانم این نقش در زندگی غربی‌ها به چه شکل است. اما وقتی آدم بخواهد کاستی‌های هویتی خودش را با وجود آدم دیگری پر کند، حتما اشتباه است چه زن و چه مرد.


حمایت فقط معنای مادی ندارد بیش از مادیات آنچه اهمیت دارد حمایت عاطفی ست.. حامی مادی بودن معنای زیبایی ندارد و من فکر می‌کنم مینا در رگ خواب؛ از کامران حمایت مالی نمی‌خواهد کما اینکه زندگی در آن انباری و دو فقره صبحانه و چهار سیخ کباب معنای حمایت مالی ندارد. حتما هم مینا کامران را به عنوان تکیه‌گاه معنوی می‌خواهد وگرنه خیلی زود‌تر، از وضعیت اسفناک زندگی‌اش به تنگ می‌آمد و رابطه را ترک می‌کرد. البته نکته‌ای را هم باید اضافه کنم و آن اینکه مرد‌ها هم در روابطی از این دست ضربه می‌خورند. هستند بسیاری از مرد‌ها که در روابط ناسالم و نیز در طلاق‌ها آسیب دیده‌اند. گرچه مرد‌ها خیلی عادت ندارند راجع به احساساتشان حرف بزنند. اما باید فرصتی باشد تا مرد‌ها نیز آسیب‌های خود را بیان کنند. باید باور کرد که مرد‌ها هم خیلی ضربه می‌بینند اما درباره‌اش حرف نمی‌زنند، شاید فکر می‌کنند این نشانهٔ ضعف است و بعد متاسفانه از درون متلاشی می‌شوند.


معصومه بیات


در مقابل مینا هم می‌توانیم از جامعه یاد کنیم و انتظاراتمان را از آموزشی که باید به مینا می‌داد را نشانه برویم و هم اطرافیان او مانند دوستش (الهام کردا) و تاثیری که آن‌ها می‌توانند در انتقال تجربه‌های خود به امثال مینا بر داشته باشند تا ضریب خطای آن‌ها را کاهش دهد و هم از پدر که بیشتر برای او یک شخصیت اسطوره‌ای‌ست که هرگز به او نزدیک نمی‌شود.


حتما همین طور است، جامعه و پدر و مادر مسئول این یاددهی هستند که هم خودشان بلد نیستند و هم ارزش‌ها را جانبدارانه مطرح می‌کنند. به عنوان مثال در مجموعهٔ تلویزیونی که پدر مسن خانواده با بازی علی نصیریان، عاشق دختری همسن فرزندش شده بود، تمام هم و غم سازندگان مجموعه صرف تطهیر این رابطه شده بود. آنوقت تنها جمله‌ای که برای توضیح این وضعیت به ذهنشان رسیده بود و بیش از یک بار هم گفته، دیالوگ پدر بود که به زنش تقریبا چنین چیزی می‌گفت «یک عمر صبح‌ها صدای رفتن تو رواز خونه قبل از خودم شنیدم» خوب این چه کمکی به ذهنیت افراد جامعه می‌کند؟ و چه چیز را رواج می‌دهد؟


با وجود تمام تاثیرات اما من گمان می‌کنم هر کس مسئول زندگی خودش هست. مینا هم خود مسئول زندگی‌اش است، حتی اگر پدرش او را ناخواسته به این وضعیت سوق داده باشد و دوستش حمایتش نکرده باشد و جامعه او را نادیده گرفته باشد یا بیشتر آزارش داده باشد.


                      اگر زنان استقلال مالی پیدا کنند، دوست داشتن‌ها و عشق‌ها صادقانه‌تر می‌شود


در مقابل مینا، زنِ صاحب رستوران بسیار مقتدر است و برخلاف مینا زمانی که خیانت کامران را می‌بیند به جای ناله وارد عمل می‌شود. او با وجود آنکه نیاز عاطفی دارد اما استقلال هم دارد. آیا این استقلال به دلیل مسایل مالی‌ست یا در موضوعات عاطفی هم می‌خواستید او را قدرتمند نشان دهید؟


قطعا یکی از دلایل مهم قدرتمند بودن این زن؛ استقلال مالی اوست. شاید اگر می‌شد چنین آزمایشی انجام داد که ببینیم در صورتی که تمام زنان استقلال مالی داشته باشند یا نگرانی مالی نداشته باشند، چه تعداد از ازدواج‌هایی که هنوز پابرجا هستند به طلاق می‌انجامند، آمار قابل توجهی به دست بیاید.شاید هم برخی از مردان از این موضوع به عنوان یک ابزار استفاده کنند تا طرف مقابل را بتوانند در هر وضعیتی کنترل کنند. گمان کنم اگر زنان استقلال مالی پیدا کنند؛ دوست داشتن‌ها و عشق ‌هایشان هم واقعی‌تر و صادقانه‌تر باشد.


بخشی از بار مضمون فیلم بر موسیقی و صدای همایون شجریان است. از ابتدا آیا می‌خواستید بار برخی سکانس‌ها را با موسیقی افزایش دهید یا در اجرا آقای نعمت‌الله به این نتیجه رسید که از آواز همایون شجریان استفاده کند؟


همایون شجریان از ابتدا در فیلمنامه حضور داشت. در آن صحنه‌ای که آن‌ها (می‌نا و کامران) دارند خاک می‌خورند؛ ترانه «هوای گریه با من» در فیلمنامه وجود داشت. منظورم این است که شجریان قبل از اینکه قرار بشود در این فیلم بخواند، صدایش و ترانه‌اش و هوای گریه‌اش با شعرزنده یاد سیمین بهبهانی در فیلم وجود داشت.

[ad_2]

لینک منبع

تلاش برای تداوم اجرای طرح "فردوس" / سلیمانی: صداوسیما و مجلس به وعده‌های خود عمل کنند

[ad_1]

سرویس مد و لباس هنرآنلاین: اسدالله سلیمانی، مدیرعامل برند حجاب‌گستر و عضو هیئت مدیره انجمن تولیدکنندگان محصولات حجاب درباره روند اجرای طرح “فردوس” و نذر حجاب به خبرنگار هنرآنلاین، گفت: طرح فردوس با وجود تمامی مشکلات، موانع و حرف و حدیث‌ها در بیست و پنجمین نمایشگاه قرآن کریم رونمایی شد، اما متأسفانه به دلیل نبود تبلیغات و برخی حاشیه‌سازی‌ها نتوانست آنگونه که باید به نتایج مورد نظر تیم اجرایی دست یابد.

سلیمانی با اشاره به وعده‌های برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و صدا و سیما در راستای حمایت از این طرح اظهار داشت: ثبت مالکیت معنوی طرح فردوس در کارگروه ساماندهی مد و لباس انجام شد و چادر طرح فردوس که با هدف ارتقای کیفیت حجاب چادر برای بانوان ایرانی طراحی شده است، در بخش حجاب و عفاف بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم رونمایی شد، اما سازوکاری برای تداوم این طرح وجود ندارد و حتی از سوی برخی تولیدکنندگان هجمه‌های سنگینی به ما وارد شده است.

هیئت مدیره انجمن تولیدکنندگان محصولات حجاب به کم توجهی رسانه ها به این طرح ملی اشاره و تصریح کرد: بی شک یکی از عوامل مؤثر بر ماندگاری یک طرح ملی، تبلیغات و به ویژه نگاه مساعد رسانه ملی به آن است اما متأسفانه چه در زمان برپایی نمایشگاه قرآن و چه قبل و بعد از آن، هیچگونه حمایتی از این طرح در صدا و سیما انجام نشد.

سلیمانی افزود: در طرح فردوس برای نخستین بار چادر ملی را به صورت انبوه تولید شد که جنبه معنوی این کار برای تیم اجرایی بسیار ارزشمندتر از جنبه مادی آن بوده است چراکه کار تولید در حوزه حجاب را مقدس می دانم و در این مسیر به عرضه برخی محصولات حجاب با قیمت های متعارف پرداختیم و معتقدیم قیمت چادر باید به تعادل برسد به همین دلیل برای ارائه خدمت در این حوزه به عنوان تولید کننده، طرحی نو با کیفیت بالاتر و قیمت مناسب به بازار عرضه کردیم.

او با اشاره به اینکه قیمت چادر مشکی در بدبینانه ترین حالت به 100هزارتومان هم نمی رسد تصریح کرد: پیش بینی ما این بود که با اجرای اصولی طرح جامع فردوی، حدود 30 تا 40 درصد افت قیمت چادر در بازار داشته باشیم اما دلیل آنکه بسیاری از همکارانمان با برخی حاشیه سازی ها ایراداتی به این طرح وارد می کنند، متوجه نبوده و نیستیم.

سلیمانی با تأکید بر اینکه اجرای طرح ملی فردوس عملی فراتر از یک شعار فرهنگی است اذعان داشت: ما بخش خصوصی نیستیم و تاکنون رقمی از وام های فرهنگی را برای این کار دراختیار نداشته ایم و تنها ازهمکارانم و مسئولین امر به ویژه نمایندگان مجلس در کمیسیون فرهنگی و دیگر بخش‌های ذیربط توقع داریم که پاسخگوی تماس‌های ما باشند و آنها هم نسبت به کوتاه کردن دست قاچاق و واسطه از مسیر طرح و تولید مد و لباس اسلامی و ایرانی گام‌های لازم را در کنار ما تولیدکنندگان بردارند.

[ad_2]

لینک منبع

«خزانه‌دار» و «معاون امور فرهنگی و پژوهشی» بنیاد سینمایی فارابی منصوب شدند

[ad_1]

طی احکام جداگانه «خزانه‌دار» و «معاون امور فرهنگی و پژوهشی» بنیاد سینمایی فارابی منصوب شدند.

به گزارش ایلنا، طی حکمی از سوی رئیس هیات امنای بنیاد سینمایی فارابی «دکتر مجید مغنیان» به سمت «خزانه‌دار» و «دکتر مسعود نقاش‌زاده» نیز در حکمی از سوی مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی به سمت «معاون امور فرهنگی و پژوهشی» منصوب شدند.


بنا به همین گزارش در متن حکم «مجید مغنیان» که به امضای محمد مهدی حیدریان رئیس هیات امنای بنیاد رسیده، آمده است:


«به استناد بند ۲- الف-۲ اساسنامه و با توجه به مصوبه مورخ ۳/۴/۹۶ هیات امناء، ضمن تقدیر از زحمات جناب آقای مهدی پیماندار در طول دوران تصدی این سمت، به موجب این حکم به عنوان خزانه‌دار بنیاد سینمایی فارابی منصوب می‌شوید. ساماندهی و برقراری انضباط مالی و اداری، حفظ و حراست اموال و دارایی بنیاد، به روز رسانی و اجرای دقیق ضوابط مالی و اداری، رعایت صرفه‌و صلاح بنیاد وارائه گزارش دوره‌ای از جمله وظایف دارای اولویت جنابعالی است که با تعامل و همکاری اعضای محترم هیات عامل و دیگر بخش‌های بنیاد باید پی‌گیری شود. توفیق جنابعالی را از خداوند متعال خواستارم».


طبق اساسنامه بنیاد سینمایی فارابی، هیات عامل این بنیاد (مدیرعامل، قائم مقام و خزانه‌دار) با حکم رئیس هیات امنای بنیاد منصوب می‌شوند.


همچنین در حکم «دکتر مسعود نقاش‌زاده» که به امضای علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد رسیده است، ذکر شده است:


«نظر به تعهد، توانایی و تجارب ارزنده جنابعالی در مدیریت امور فرهنگی، پژوهشی و سینما، و تعامل سازنده با اهالی سینما، به موجب این حکم به عنوان «معاون امور فرهنگی و پژوهشی» بنیاد سینمایی فارابی منصوب می‌شوید. بازاندیشی، برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری موارد ذیل به منظور مشارکت بنیاد فارابی در ارتقای همه جانبه سینمای حرفه‌ای مورد توجه است:


•  برنامه‌ریزی برای تجدید سازمان و ساختار معاونت فرهنگی، متناسب با مأموریت‌های نوین بنیاد


•  ایجاد زمینه‌ها و روش‌های مناسب برای شکل‌گیری و تقویت رویکرد صنعتی در تولیدات سینمایی


•  تعامل بیشتر با فرهنگ‌سازان و فیلم‌سازان برجسته کشور


•  حمایت از تولید آثار متنوع و ارزشمند سینمایی و تولید محصولات مشترک


•  توجه ویژه به تقویت سینمای کودک و نوجوان


•  ایجاد زمینه‌ها و روش‌های مناسب برای تولید و ارتقای متن و فیلمنامه


•  تنوع تولید فیلمنامه در ژانرها و مضامین گوناگون


•  سفارش و اجرای پژوهش‌های تخصصی


امید است با توکل به خداوند بزرگ و جدیت، بهره‌گیری از دانش و تجربه صاحب‌نظران و همراهی معاونان، مدیران و همکاران بنیاد و تعامل با سایر موسسات سینمایی، این امر به نحو مطلوب تحقق یابد و در فرایند تحول بنیاد سینمایی فارابی و تحقق اهداف آن نقشی موثر ایفا نمایید.»


گفتنی است، مسعود نقاش‌زاده نویسنده، کارگردان و مدرس دانشگاه؛ دارای دکترای پژوهش هنر (با گرایش سینما)، کارشناسی ارشد سینما و کارشناسی کارگردانی فیلم است. وی مسئولیت‌های متعدد اجرایی از جمله معاون آموزش و پژوهش خانه سینما، معاون پژوهشی دانشگاه صدا و سیما، معاون تولید و مشاور عالی مرکز سیما فیلم و معاون تأمین و تولید موسسه رسانه های تصویری به عهده داشته و عضو هیئت علمی دانشگاه نیز هست.


وی داور بخش بین‌الملل جشنواره فیلم رشد (۱۳۸۶)؛ اولین، دومین و سومین جشنواره‌ی تلویزیونی جام جم (۱۳۹۲-۱۳۹۰) و سیزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت (۱۳۹۳) نیز بوده است.


مجید مغنیان فارغ التحصیل کارشناسی تکنولوژی آموزشی، کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی و دانشجوی دکترای مدیریت DBA است.  از سوابق هنری وی می‌توان به؛ تهیه کننده فیلم مستند آموزشی خط خودآوا در قران کریم (۱۳۷۷)؛ تهیه کننده برنامه تلویزیونی معرفی اندیشمندان مدیریت (۸۷-۱۳۸۳)؛ مدیر تولید برنامه های تلویزیونی معاونت سیما با عناوین: شرق شناسی، جهان ایرانی و ایران جهانی، شناخت موزه های جهان در اسپانیا، ایتالیا، هلند، فرانسه، یونان (۸۶-۱۳۸۳)؛تهیه کننده برنامه های تلویزیونی فلسفه از نظر تا عمل، میراث علمی و فلسفی خواجه نصیرالدین طوسی، دیار عاشقان (۹۲-۱۳۸۸) اشاره کرد. همچنین وی معاون اداری‌مالی و حقوقی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی بوده است.


همچنین مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی ضمن تقدیر از زحمات «مسعود احمدیان» معاون سابق فرهنگی و پژوهشی بنیاد، وی را طی حکمی به عنوان «مشاور مدیرعامل» منصوب کرد.

[ad_2]

لینک منبع

علیزاده : اتفاقهای خوب در موسیقی و تئاتر تکرار نمی شوند

[ad_1]

نشست خبری سینمایی آلبوم غمنومه فریدون با نویسندگی و کارگردانی پیمان قدیمی و هماهنگ سازی حسین علیزاده عصر شنبه 31 تیر در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، حسین علیزاده ، پیمان قدیمی ، حبیب رضایی و صابر ابر در این نشست خبری حضور داشتند.


حسین علیزاده با اشاره به همکاری خود با این پروژه صوتی گفت: پیمان قدیمی 4 سال پیش به من مراجعه کردو گفت می خواهد تعدادی از آموزه های من برای انتشار این آلبوم استفاده کند اما من وقتی متن غمنومه فریدون را دیدیم به او پیشنهاد دادم که به جای موسیقی انتخابی برای این  کار موسیقی بسازم.


علیزاده با بیان اینکه این پروژه استعداد تئاتر و انیمیشن دارد و در  مراحل روی این موارد کار خواهد شد گفت: غمنومه فریدون باعث شد یک خانواده هنری تشکیل شود در واقع این پروژه وجه اشتراک همه ما شد حتی امروز که در مراسم رونمایی همدیگر را می دیدیم با دیالوگ های غمنومه با همدیگر حرف می زدیم. به طوری که صابر ابر را فریدون صدا می زدیم. این چند سال همکاری روی این پروژه باعث شد که رابطه جالبی بین ما پیش بیاید.


علیزاده یادآور شد: در ایران می گویند کار گروهی کردن سخت است و همه خواه ناخواه فکر می کنند که تا آخر کار نمی شود به صورت گروهی ادامه داد یا حساسیت دارند که باید در ابتدا قرارداد خسته شود اما در غمنومه فریدون احتیاجی به این کار ها نبود وقتی متن را خواندیم حس می کردیم متنی که اجدادمان با آن زندگی کردند. این حس ما را با هم مشارکت کرد و برای این پروژه طبق قراردادی بجز احساس و عاطفه دور هم جمع نشدیم. و به دلیل پیوند ودوستی خوبی که بین ما ایجاد شد اولین شنونده های این اثر خودمان بودیم. چون خاطرات خود را با این اثر رقم می زنیم.


این آهنگ ساز و موسیقی ساز در پاسخ به سوال خبرنگار ایلنا، در رابطه با شباهت این اثر با شرح قصه بیژن مفید گفت: من در فیلم مستندی که درباره این اثر شاهکار و جاودانه و همچنین خالق آن بیژن مفید ساخته شده بود حرف زده ام و می خواهم همان جملات را امروز تکرار کنم.


وقتی اتفاق خوبی به خصوص در تئاتر و موسیقی رخ می دهد دیگر تکرار نمی شود و شاهد یک انقطاع تاریخی در این زمینه هستیم. وقتی اثر خوبی تولید می شود آن اثر با همان هنرمند تمام می شود .


علیزاده ادامه داد: حیف بود که شرح قصه و ادبیات عامیانه و بیان مسایل اجتماعی با زبان عامیانه در شرح قصه وجود داشت به فراموشی سپرده شود معتقدم برنامه فریدون تقلیدی نیست بلکه ادامه روند و به روز شدن آن از نظر موسیقی و متن است .


علیزاده همچنین در بخش دیگری از صحبت هایش با اشاره به تاخیری که در اجرای نمایشی این اثر پیش آمد گفت: قرار بود نمایش غمنومه فریدون هم زمان با انتشار آلبوم شنیداری آن باشد اما علت تاخیر شاید به دلیل وسواس همه گروه بود که به تصمیم گیری در مورد نحوه اجرای موسیقی در شکل تئاتر این اثر بود.


معتقدم اجرای زنده موسیقی در شکل تئاتر این پروژه جذاب تر است اما اشکالات فنی و ترافیک سالن مورد نظر باعث شد که آلبوم شنیداری غمنومه فریدون را زودتر منتشر کنیم تا بتوانیم به زودی نمایش آن را نیز روی صحنه ببریم.


علیزاده همچنین درباره با موسیقی این آلبوم و ساز بندی های آن گفت: این پروژه به صورت خودکار به ما دیکته می کرد که باید به چه صورت باشد با توجه به کمرنگ شدن فرهنگ خودی و هیجان های نسل جوان برای اداره کارها و تاثیر فرهنگ غربی فکر کردیم باید کاری بکنیم که صحنه های زندگی خودمان به عنوان مردم ایران داخل صحنه برود.


این آهنگ ساز و موسیقی دان با اشاره به اینکه وقتی موسیقی این آلبوم را گوش می دهیم  ممکن است فکر کنیم در آن تعزیه به چشم می خورد گفت: صحنه هایی از کار حالت موسیقی تعزیه و یا زورخانه ای را به ما دیکته می کرد .


در این اثر هیچ چیزی غیر خودی نبود معتقدم حتی مخاطبان اگر غمنومه فریدون را گوش کنند می توانند دستگاههای موسیقی ایرانی را یاد بگیرند به دلیل این که دستگاههای موسیقی به کار رفته در این اثر بسیار متنوع است.


علیزاده با بیان اینکه کلمات فارسی و جملات مخابره ای در این اثر شنیداری به گویش مردم نزدیک است ادامه داد: موسیقی کار هم از این فرهنگ می آید و در آن از سازهای ایرانی استفاده شده است .


علیزاده در پاسخ به سوال خبرنگاری که او را فریدون موسیقی ایران خطاب کرده بود با لحن طنزآمیز گفت: خدا نکند من فریدون باشم چون فریدون در نهایت اعدام می شود!


او همچنین با اشاره به حضور مرتضی احمدی در این اثر گفت: هروقت اسم مرتضی احمدی را می شنوم از شوق گریه ام می گیرد و هیچ وقت فکر نمی کنم که جایش خالی است چون همیشه حضور دارد.


این آهنگ ساز با اشاره به موسیقی محاوره ای قبلا سابقه یادی بود که اشعار کلاسیک با موسیقی کار شود اما اغلب با موسیقی بوده که در خور این ادبیات کلاسیک نبوده است .


علیزاده خاطرنشان کرد: بعضی سریال ها می بینید که به زور می خواهند لحن شان را ادبی کنند اما تماشاگر هیچ رابطه ای با آن برقرار نمی کنند در واقع هر چه سعی می کند زبان ادبیات فاخر را بیشتر استفاده کنند از مردم دورتر می شوند.


او ادامه داد: زبان محاوره و متداول مرددم به اندازه کافی زیبایی دارد و مثل ها و ضرب المثل در این باره ارتباط نزدیکی با آدم ها دارد در واقع مردم با ادبیات کلاسیک با یکدیگر صحبت نمی کنند مگر اینکه کسی بخواهد در ابراز احساساتش با دیگری با یک اثری مثل حافظ صحبت کند.در غمنومه فریدون موسیقی کاملا جدی است و در کنار زبان محاوره ای متن نتیجه خوبی داده است.


علیزاده با بیان اینکه در موسیقی پاپ استفاده از اشعار کلاسیک را زیاد دیده ایم اما این موسیقی ماندگار نشده است اشاره ای به  اپراهای عروسکی از اشعار مولانا ، خیام ساخته می شود گفت: این اشعار موسیقی زیبا و خوبی دارند اما وقتی اشعار به طور مثال خیام در هیبت یک عروسک خوانده می شود بدلیل محدودیت های حرکتی که دارد مردم با آن ارتباط برقرار نمی کنند .


علیزاده ادامه داد: معتقدم ترانه سراییان ما می توانند شعر و ترانه ای بگویند که به درد موسیقی فاخر بخورد اما زبانش محاوره باشد.


او همچنین با اشاره به حضور سه خواننده تک خوان در این اثر شنیداری گفت: پوریا اخواص ، علیرضا برنجیان و داریوش کاظمی سه خواننده غمنومه فریدون هستند در ترکیب خواننده های این اثر تلاش کردم تنها از تهران انتخاب نکنم به طور مثال علیرضا برنجیان اهل کرمانشاه و داریوش کاظمی اهل گرگان است .


علیزاده همچنین با اشاره به این که روایت ها در غمنومه فریدون کمی تغییر داده است گفت: حس می کردم سایه غم این کار زیاد شده است در نتیجه از خانم ژاله علو دعوت به کار شد و شعرهای راوی دیگر را هم کمی رنگین تر کردم .


آهنگ ساز غمنومه فریدون در ادامه با اشاره به اینکه به دلیل ویژگی های متن احتیاج به تک خوان زن نداشتیم گفت: انگار در ذهن ما همه چیز طوری متولد می شود که مجاز باشد اما از حضور خوانندگان زن در آوازهای جمعی استفاده کردیم.


پیمان قدیمی نویسنده و کارگردان غمنومه فریدون در رابطه با این اثر گفت: در این حین حرکتم به سمت ادبیات کوچه و نوشتن این قصه بازگشت به اتفاقی شفاهی بود که در دهه ۳۰ در ادبیات ایران رخ داده و بعد فراموش شده بود.


مهم‌ترین این اتفاق‌ها در تلاش احمد شاملو و ادبیات کوچه و نگارش‌های از این دست مانند قصه پریا، به علی گفت مادرش… و همچنین ضبط مثل‌های صادق هدایت بود.


قدیمی ادامه داد: فکر می‌کردم باید به این ادبیات بازگشت و در این راستا شرح قصه را هم مطالعه کردم اما غمنومه فریدون یک بازگشت به ادبیات محاوره‌ای است.


این نویسنده و کارگردان خاطرنشان کرد: بلایی که بسر ادبیات فارسی در حوزه محاوره آمده است نوع تدریس ادبیات در نظام آموزشی کشور است.در این راستا نظام اموزشی به سمت ادبیات سخت رفته و یا از ان طرف به شدت محاوره‌ای شده است و توازنی به این دو برقرار نیست. به طوری که عده‌ای فکر می‌کنند باید شعر حافظ را هم ترجمه کنند در حالی که زبان فارسی دارد. غمنومه فریدون یک آشنایی زدایی از این گونه ادبیات ا ست.


او همچنین در رابطه با بخش نمایشی این اثر گفت: بخش نمایشی غمنومه فریدون در سکوت خبری پیشرفت کرده و ادامه یافته و شاهد اتفاقات ویژه‌ای در آن خواهید بود که حتما اطلاع رسانی خواهد شد.


قدیمی همچنین در پاسخ به سوالی مبنی بر تداوم این جریان آن را وابسته به ذوق و سلیقه کسان دیگری دانست که در این حوزه ورود می‌کنند و گفت: غمنومه حاصل پژوهش من در ادبیات و یک پروسه و زیست جریان چهارساله بود اگر باز هم این جریان بر من و جامعه‌ام بگذرد آنرا دوباره تکرار خواهم کرد.


حبیب رضایی نقش خوان و تهیه کننده غمنومه فریدون نیز در این نشست با بیان اینکه اثر شنیداری غمنومه فریدون به تنهایی و جدا از اتفاق نمایشی‌اش جایگاه خاص خود را دارد گفت: غمنومه فریدون وقتی با حضور پیمان قدیمی و نیما دهقانی کلید خورد مانند تکه زمینی با یک اطاقک بود اما وقتی حسین علیزاده در آن حضور پیدا کرد تبدیل به اتوبان شش باند شد و ناگهان جلو پیدا کرد و برای خودما هم شگفت انگیز و جذاب شد.


نیما دهقانی کارگردان نمایشی این پروژه نیز با بیان اینکه غمنومه فریدون سبک خودش را دارد و قائم به ذات است گفت: این اثر نه یک اپرا تئا‌تر است و نه یک نمایش رادیویی بلکه تجربه‌ای برای اولین بار آن را اجرا کردیم و در آن از تکنیک‌ها تئاتری استفاده کردیم.


او خاطرنشان کرد: غمنومه فریدون یک شعر بود و زیبایی و جذابیتش به شعر بودنش سعی کردیم این پروژه را به صورت تئاتری تمرین کنیم و به دست آقای علیزاده بسپاریم که بر روی آن رنگ بپاشد.


صابر ابر نقش خوان فریدون در این پروژه نیز گفت: جمع شدن گروهی برای بخش نمایشی این پروژه برای من تجربه‌ای تکرار نشدنی بود به نظر من ویژگی این متن به دلیل تاثیرش و حال خوبی که دارد.


این بازیگر تئا‌تر و سینما ادامه داد: امروز جای خالی افرادی حس می‌شود می‌خواهم از مرتضی احمدی یادی کنم که سهم بزرگی در این پروژه داشت و انرژی‌اش همیشه کنار ما خواهد بود.


ابر ادامه داد: در این پروژه همه زحمت می‌کشیدند تاشان مخاطب حفظ شود آنچه در ایران مهم است این است که باید سلیقه مخاطب تغییر کند و هر کس هرچه می‌تواند باید در این زمینه انجام دهد. اگر حسین علیزاده سخت و با وسواس کار می‌کند برای این است که می‌خواهد گوش‌ها خوش سلیقه بار بیایند.


بخش نمایشی هم سعی کرده تا سهم خود را در ایجاد این خوش سلیقگی ایفاکند.


این خبر از ساعت 19 الی ساعت 21 بروزرسانی شد


 


 

[ad_2]

لینک منبع

نماینده نقالی ایران در «شیرهای خان‌باباسلطنه»

[ad_1]

فاطمه حیدری‌فر نماینده نقالی ایران در جشنواره بین‌المللی تآ‌تر رومانی و مسیح کاظمی که به‌تازگی با نمایشِ پر تماشاگرِ «چهل‌گیس» روی صحنه بود به نمایش «شیرهای خان‌بابا سلطنه» به کارگردانی افشین هاشمی پیوستند.

به گزارش ایلنا،الناز سلیمانی اما بازیگری‌ست که پیش از این در گروه‌های موسیقی فعالیت داشته، پس از دو نمایش «مفیستو» و «سه خواهر» (مرتضا اسماعیل کاشی) سومین حضور حرفه‌ایِ خود را کنارِ فاطمه حیدری‌فر و مسیح کاظمی در این نمایش تجربه می‌کند.


این سه، در نقش‌های پیر، بزرگ و خُرد، یک صحنهٔ تعزیه اجرا می‌کنند.


 «شیرهای خان‌باباسلطنه» یک نمایشِ شادی‌آورِ موسیقایی (کمدی موزیکال) است که مرداد و شهریور در پردیس شهرزاد به صحنه می‌رود.تا کنون حضور گلاب آدینه و مونا فرجاد در این نمایش قطعی شده است و نرمین نظمی طراح لباس و احمد ساکت طراح صحنه نیز در این نمایش حضور دارند.


افشین هاشمی نویسنده و کارگردان این نمایش ایدهٔ نگارش این نمایشنامه را از ساخته شدنِ اولین باغ‌وحش ایران در منطقهٔ دوشان‌تپه (می‌دان شهدای فعلی) توسط ناصرالدین‌شاه گرفته است؛ باغی که سردرش با نقاشی‌های مختلف از اشکال شیر، ببر، پلنگ و مناظری از شکارهای عصر ناصری تزیین شده بود و روزهای تعطیل به ویژه سیزده‌به‌در‌ها جزو تفریحگاه‌های تهران‌نشین‌ها به حساب می‌آمد و جز در مواردی که شاه حضور داشت، بقیه اوقات مردم عادی به راحتی می‌توانستند در آن رفت و آمد کنند.


نمایشنامهٔ «شیرهای خان‌باباسلطنه» در سال ١٣٩١ نگاشته شده و توسط انتشارات مروارید به چاپ رسیده است. این نمایش مرداد و شهریور ماه در پردیس شهرزاد واقع در خیابان نوفل لوشاتو به روی صحنه می‌رود.


 

[ad_2]

لینک منبع

پای نفت هم به جریان تئاتری کشور بازشد/زنان هم حق ابراز عشق دارند

[ad_1]

امیر دژاکام «نیلوفر و نفت» را اثری زنانه خواند و گفت: معتقدم تمام زن‌ها با دیدن این نمایش به نوعی خود را در آن پیدا می‌کنند این اثر درباره دردها، آرزوها، تنها ماندن‌ها، خواسته‌ها و تجلی پیدا کردن آنهاست.

به گزارش خبرنگار ایلنا، نشست خبری نمایش «نیلوفر و نفت» با حضور امیر دژاکام (نویسنده و کارگردان)، آهنگساز و جمعی از بازیگران این اثر نمایشی در تماشاخانه ایرانشهر برگزار شد.


امیر دژاکام «نیلوفر و نفت» را اثری زنانه خواند و گفت: معتقدم تمام زن‌ها با دیدن این نمایش به نوعی خود را در آن پیدا می‌کنند این اثر درباره دردها، آرزوها، تنها ماندن‌ها، خواسته‌ها و تجلی پیدا کردن آنهاست.


دژاکام با اشاره به حضور چهار کاراکتر محوری زن در این نمایش گفت: در صحنه‌ای از این نمایش این چهار دختر کتک می‌خورند و نجس خطاب می‌شوند و عامل خشکسالی نیز گناه مجسم نامیده می‌شوند. وقتی کوثر و شیطان هر دو زن هستند باید شک کنیم که حتما اشکالی وجود دارد چراکه این دو هر دو نمی‌توانند از یک وجود باشند. در واقع این تفکر بودیسم است که وارد مسیحیت و سپس دین‌های دیگر شده و رابطه عاطفی دو انسان را یک رابطه شیطانی خطاب می‌کند.


او با بیان اینکه شاید ترس‌های پسرانه ما در مردهای امروز تجلی پیدا کرده اما نمی‌دانم چرا چنین اتفاق‌هایی می‌افتد، گفت:‌ نمی‌توانم درباره نمایش «نیلوفر و نفت» بیشتر از این حرف بزنم چون مجبورم احساسات را بگویم و احساسات به سامان نمی‌رسد و قرار هم نیست که برسد.


دژاکام یادآور شد: نمایش «نیلوفر و نفت» قصه چهار دختر آذری، شیرازی، کرد و فارس به نام‌های آتش، دارچین، نبات و کبوتر نامه‌بر است. در این نمایش می‌خواهیم بگوییم همان قدر که یک مرد حق دارد عشقش را ابراز کند زن هم حق دارد. ابراز عشق روشی برای بقا و زیباتر شدن جامعه است و هیچ گناهی در ابراز عشق یک دختر وجود ندارد.


کارگردان نمایش «نیلوفر و نفت» یادآور شد: این مسائل تبدیل به نگاه واپسگرایانه‌ای شده که از بیرون به ما تحمیل شده مبنی بر اینکه رابطه دو انسان  که اصلی‌ترین رابطه هستی است یک رابطه شیطانی قلمداد می‌شود. در واقع این تفکر موارد خطا را به اصل تامین داده است.


دژاکام با تاکید بر اینکه قحط‌سالی از نبود عشق و محبت شکل می‌گیرد، ادامه داد: وقتی از محبت حرف می‌زنیم مورد تمسخر قرار می‌گیریم وقتی از وفای به عهد و از جهان معنا به جای پول صحبت می‌کنیم به ما می‌خندند. همه ما فکر می‌کنیم پنهان کاری، ریاکاری و عدم وفاداری درست‌ترین گزینه‌ها برای بقاست اما نام اینها از نظر من پروپاگاندا است که به معنای جادوست.


او همچنین با اشاره به وجه تسمیه نام این نمایش گفت: نفت زاینده و ثروت است و آبادانی به دنبال دارد. نیلوفر هم از باتلاق رشد می‌کند و تنها گیاهی است که از دل لجن می‌روید و سنبل عدالت است چراکه به گیاهان اطراف خود اجازه رشد می‌دهد. نفت که ماده‌ای سیاه و بدبو است می‌تواند نیلوفر را پرورش دهد.


این نویسنده و کارگردان با بیان اینکه محدودیت همیشه در رابطه با او و کارهایش وجود داشته است، گفت: ما سال‌هاست با مشکل و محدودیت سروکار داریم گاهی هم با ماموریت روبرو می‌شویم بدون اینکه کسی به ما گفته باشد ممنوع هستید گاهی اجازه کار کردن داریم اما سالن، پول و امکانات نداریم.


دژاکام ادامه داد: چه محدودیتی بالاتر از اینکه برای تو تعریف کنند تئاتر، تجارت است وقتی تو تمام زندگی خود را صرف معنای دیگری از تئاتر کرده‌ای. من تئاتر را برای تجارت کار نمی‌کنم چون تئاتر برای زندگی است بارها گفته‌ام که تئاتر گندم است اما برای نان درآوردن نیست هرچند هنرمندان حق دارند از این طریق ارتزاق کرده و از بودجه‌های نفتی استفاده کند.


او خاطرنشان کرد: چرا بچه‌های تئاتر باید روی صحنه ژانگولر اجرا کنند یا ملودرام‌های چیپ عاشقانه روی صحنه بیاورند تا درآمدی از این زمینه کسب کنند؟ وقتی نمایشنامه‌های 10 سال اخیر را مرور کنید؛ می‌بینید که 70 درصد ملودرام‌ها به صورت سه نفره و براساس یک داستان عاشقانه و قهر و دعواهایی که از قصه‌های تخت حوضی گرفته شده؛ هستند.


دژاکام با بیان اینکه درام‌های چشمگیر و متعددی درباره مفاهیم جدی جامعه نداریم، گفت:‌ امروز جوان ما، بیمار سرطانی، کارگر زغال سنگ، زنان و اقشار مختلف مساله دارند و باید در نمایش‌ها درباره آنها حرف زده بشود.


او ادامه داد: نفت در ادبیات دراماتیک کشور جای زیادی نداشته و درباره آن کم حرف زده‌ایم در حالی که بیشترین مساله و معضل ماست؛ نمایشنامه‌های زیادی می‌توان درباره استخراج، کار و قراردادها و شرکت‌های نفت نوشت. در نمایش «نیلوفر و نفت» در واقع به صورت تمثیلی به این اشاره شده که نفت ارث پدری ماست.


مانلی حسین پور، مرتضی آقا حسینی، عباس جمشیدی، سپید علیپور، مهرنوش دارا، فریبا امینیان، سمیه صباغی، پریا وزیری، علی برجی، ابوالفضل جمشیدی، ملیحه کیا، سروش طاهری، حامد پور محمد، نسیم علیپور، بهار قاسمی (به ترتیب ورود به صحنه) بازیگران نمایش «نیلوفر و نفت» هستند که با نویسندگی و کارگردانی امیر دژاکام از یکشنبه (اول مرداد) در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود.

[ad_2]

لینک منبع

اولین آنونس فیلم گذرموقت رونمایی شد+فیلم

[ad_1]

آنونس رسمی فیلم سینمایی گذرموقت به کارگردانی افشین هاشمی رونمایی شد.

به گزارش ایلنا، فیلم سینمایی گذر موقت از نیمه مرداد ماه در بهترین سینماهای تهران و شهرستان قطعا اکران می‌شود و در آستانه اکران این فیلم آنونس رسمی آن نیز رونمایی شد.


مجموعه انونس و تیزرهای این فیلم توسط بهزاد طهماسبی ساخته شده است.


فیلم گذرموقت یک فیلم شاد، مفرح و کمدی است که در آن تعداد زیادی از بازیگران شناخته شده حضور دارند.


در خلاصه داستان این فیلم آمده است: دو مرد در شبی تاریک تصمیمی مفرح می‌گیرند و سفری شبانه را در دل شهر آغاز می‌کنند.


اسماعیل محرابی، مسعود کرامتی، پانته‌آ بهرام، شقایق فراهانی، شبنم فرشادجو، پیام امیرعبدالهیان، آوا درویشی، مرتضی ضرابی و شقایق دهقان، هومن برق‌نورد و لادن مستوفی در این فیلم به عنوان بازیگر حضور دارند و تهیه‌کنندگی فیلم را مهدی رحمانی برعهده دارد. پخش فیلم توسط رسانه فیلمسازان مولود به مدیریت حبیب اسماعیلی صورت می‌گیرد.

حجم ویدئو: 18.88M
|
زمان ویدئو: 00:02:08

[ad_2]

لینک منبع

سالوادور دالی نبش قبر شد/سبیل معروفِ دالی هم‌چنان باقی‌ست

[ad_1]

مقبره سالوادور دالی، نقاش سورئالیست برجسته با حکم دادگاه شکافته شده تا با تهیه نمونه دی‌ان‌ای از بقایای این هنرمند اسپانیایی به ادعای زنی که خود را دختر او خوانده رسیدگی شود.

به گزارش ایلنا، مقبره سالوادور دالی، نقاش سورئالیست برجسته با حکم دادگاه شکافته شده تا با تهیه نمونه دی‌ان‌ای از بقایای این هنرمند اسپانیایی به ادعای زنی که خود را دختر او خوانده؛ رسیدگی شود.


خبر نبش قبر سالوادور دالی همچنان در صدر اخبار روز است. اعلام شده که سبیل معروف این هنرمند حتی پس از مرگ هم به همان حالت همیشگی اش باقی مانده و از آسیب مصون مانده است.


photo_2017-07-22_16-21-46

[ad_2]

لینک منبع

از آغداشلو و پیلارام و عکسی از کیارستمی، تا اختصاص دیواری به هنرمندان شهرستانی

[ad_1]

رویداد تابستانی «صد اثر صد هنرمند» گالری گلستان برای بیست و پنجمین سال متوالی سی‌ام تیر ماه ۱۳۹۶ با استقبال علاقه‌مندان افتتاح شد.

به گزارش ایلنا، رویداد تابستانی «صد اثر صد هنرمند» گالری گلستان برای بیست و پنجمین سال متوالی سی‌ام تیر ماه ۱۳۹۶ با استقبال علاقه‌مندان افتتاح شد.


در روز افتتاحیه ۳۵ کار در مجموع به قیمت ۱۲۵ میلیون تومان به فروش رسید که به گفته لیلی گلستان هفتاد درصد این آثار متعلق به جوانان بود.


در این نمایشگاه که ۲۵۷ اثر به خریداران آثار هنری پیشنهاد شده، کارهایی با قطع‌های متنوع در ابعاد بسیار کوچک تا آثار ۱۰۰ در ۷۰ در سبک‌های مختلف هنری روی دیوار است.


در مقابل در ورودی، آثاری کمتر دیده شده از هنرمندان مدرنیست و بنام ایرانی به چشم می‌خورد: کارهایی از علی ترقی‌جاه، ناصر اویسی، فرامرز پیلارام، رضا مافی، فرح اصولی، پرویز کلانتری، ایران درودی، منوچهر معتبر، سیاوش کسرایی و دو اثر منحصر به فرد در قطعی کوچک از محمد احصایی که چشم‌گیر بود؛ این کار‌ها از  ۹ میلیون تومان تابلوی کوچکی از فرح اصولی شروع می‌شود و تا اثر ۸۰ میلیون تومانی کلانتری پیش می‌رود. دیگر آثار ارزشمند این دیوار با قیمت‌های متنوع ۲۵، ۳۰، ۳۵، ۴۰ و ۴۵ میلیون تومان در معرض دید است.


مجسمه‌ها از دیگر بخش‌های «صد اثر صد هنرمند» است که کارهایی از هنرمندان سر‌شناس ایرانی هم‌چون ژازه تباتبایی، محمد حسین عماد، رضا قره‌باغی و دیگران با قیمت‌های مناسب ۲ و نیم میلیون تومان تا ۸ میلیون تومان ارائه می‌کند.


ابتدا دو کار که گران‌ترین آثار این دوره هستند جلوه‌گری می‌کنند تابلوهای آیدین آغداشلو و فرامرز پیلارام که هر یک ۹۰ میلیون تومان قیمت گذاری شده‌اند و همسایه اثری کمتر دیده شده از مسعود عربشاهی هستند. روی همین دیوار عکسی متفاوت از عباس کیارستمی که تصویری از یک دشت و زمین کشاورزی را به ثبت رسانده با قیمت یک میلیون و پانصد هزار تومان به علاقمندان به این هنرمند پیشنهاد شده است.


در این نمایشگاه آثار هنرمندان جوان بسیاری به چشم می‌خورد که در کنار آثار هنرمندان پیشکسوت و نامدار آثارشان ارائه شده و با قیمت‌هایی متنوع به فروش می‌رسد. آثار این هنرمندان، با آثاری از قطع کوچک با قیمت ۳۰۰ هزار تومان آغاز می‌شود. بیشتر آثار قرار گرفته بر روی این دیوار از لحاظ تصویری ساختاری آبستره دارند. در میان این تابلو‌ها آثاری سوررئالیستی که نشان‌دهنده فضاهایی غیر واقع است نیز به نمایش در آمده‌اند. قیمت این آثار از ۸۰۰ هزار تومان تا یک میلیون و پانصد هزار تومان است و نام بسیاری از هنرمندان جوان در آن به چشم می‌خورد.


آثار دیگری از هنرمندان جوان در قطع‌های بزرگ‌تر به نمایش است که بیشتر با تکنیک‌های آب رنگ و رنگ روغن روی بوم یا کاغذ شکل گرفته و موضوع بیشتر این آثار طبیعت و مناطق روستایی ست که دو تا سه میلیون تومان هم قیمت گذاری شده‌اند.


یکی از نکات قابل توجه این نمایشگاه اختصاص دیواری از گالری گلستان به هنرمندان شهرستانی به خصوص هنرمندانی از شهر اصفهان است که همه زیر مجموعه‌ای فرهنگی و هنری به نام «لوتوس» فعالیت می‌کنند. در این بخش از نمایشگاه آثار متنوعی از مینامالیستی تا فیگوراتیو و انتزاعی که هر کدام پوشش‌دهنده یک نوع ذائقه هنری است با قیمت‌های بین یک و نیم تا چهار میلیون تومان به نمایش است.


بیست و پنجمین «صد اثر صد هنرمند»، عصر جمعه سی‌ام تیرماه در گالری گلستان به نشانی دروس، خیابان کماسایی، پلاک ۳۴ آغاز به کار می‌کند و تا ٢۵ مرداد هر روز از ۴ تا ٨ عصر دایر است و تنها روزهای پنجشنبه تعطیل خواهد بود.


91


93


94

[ad_2]

لینک منبع